تبلیغات
... واینک آخرالزمان

محکوم کردن توهین به پیامبر

!خدا را فراموش نکنید

بسم الله الرحمن الرحیم
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

  

رسول الله فرمودند : شباهت بنی اسرائیل با شما (مسلمانان) همچون شباهت دو سر یک شانه  و  دو لنگ کفش است هر آنچه در میان آنها به وقوع پیوست در میان شما هم اتفاق خواهد افتاد.

 

بنی اسرائیل در اثر ستم فراوانی که پس از رحلت حضرت یوسف کشید بسیار مضطر شده بودند و چاره ای جز شکوائیه بردن به درگاه خدا نداشتند و عجیب اینکه خداوند متعال 170 سال از زمان غیبت منجی ایشان (حضرت موسی) را به خاطر اضطرار ایشان و اشک های دسته جمعی شان بخشید.

 

أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَكَّرُون

 

ترجمه: یا آن كس كه دعاى بیچاره مضطر را به اجابت مى‏رساند و رنج و غم آنان را بر طرف مى‏سازد و شما (مسلمین) را جانشینان اهل زمین قرار مى‏دهد؟ آیا با وجود خداى یكتا خدایى هست؟ اندكى متذكر هستند.

 

براستی آیا هنوز هم از نبود مولایمان مضطر نشده ایم؟ آیا نباید از این ماجرا درس بگیریم ؟

 

ان شا الله شب نیمه شعبان امسال را فرصتی قرار خواهیم داد تا به طور دسته جمعی در احیای آن شب  از خداوند متعال طلب استغفار کنیم از گناهانی که حقیقتا مانع ظهورند و الا دلیلی ندارد خداوند حجتش را در پرده غیبت قرار دهد.

 

مانع اصلی ظهور گناهان من و شماست.

 

احیای نیمه شعبان همچون شب بیست و هفتم ماه رمضان از مستحبات موکد و  مشید است. و بسیاری از شیعیان آن شب را احیا می گیرند لیکن دقت نمی شود که تفاوتی اساسی میان احیای نیمه شعبان و دیگر شبها وجود دارد و آن توجه ویژه به حضرت ولی عصر (عج) است و استغفار با این نیت که گناهان ما مانع اصلی  ظهور بوده  و البته فرصت مناسبی برای خیز برداشتن جهت ورود به ماه ترک گناهان رمضان است.

 

ان شا الله امسال همگی با شرکت در مراسم احیای نیمه شعبان  در سراسر ایران و با محوریت امام زمان (عج) همچون بنی اسرائیل که با اشک چشم و تمنای دل 170 سال ظهور  منجی شان را نزدیک کردند امید داریم که رحمت بی کران خداوند متعال شامل حال ما گردد و مانیز در تعجیل ظهور مولایمان موثر باشیم.

 

حقیر این طرح را با حضرات آیات و حجج اسلام و اساتید اخلاق در میان گذاشتم و همگی بزرگواران استقبال فرمودند.

 

 فی المثل حضرت آیت الله زابلی فرمودند:  بسیار بسیار کار نیکویی است حتما انجام شود.

 

حضرت حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای جاودان (استاد اخلاق) فرمودند:  تمام شب ها متعلق به امام زمان است باید این عقیده را در تمام روز ها و شبهای سالهای  عمرمان گسترش دهیم و به یک شب اکتفا نکنیم  البته نیمه شعبان  برای شروع خوب است.

 

در جلسه با فرزند بزرگ حضرت آیه الله الاعظمی وحید ، ایشان فرمودند: شب نیمه شعبان از آن جا که در روایات نیز سفارش شده است شروع خوبی است.

 

و ...

 

در کل اهم نکاتی که از فرمایشات این بزرگوان حقیر استنباط نمودم عبارت بودند از :

 

 1- سعی شود با شرکت در این مجالس و دعوت دیگران به این امر خیر، این سنت بزرگ، بزرگ جا بیافتد البته  تاکید بر احیای دسته جمعی است و در صورت فراهم نبودن شرایط برای شرکت برخی افراد، ایشان فردی این فریضه را به جا بیاورند. آنچه در دعای ندبه به ما آموزش داده اند این است که گریستن در فراق مولا باید به جماعت باشد:

هل من معین فأطیل معه العویل والبکاء (آیا یاری کننده ای است تا با او گریه و زاری را در - فراق مولا- طولانی کنم)

 

2- متاسفانه شب های نیمه شعبان برای برخی فرصتی فراهم آورده است تا به بهانه جشن میلاد امام زمان با هرزه گردی در خیابان ها گناهانی را مرتکب شوند که در واقع همین گناهان مانع اصلی ظهور هستند لذا شرکت در جلسه احیای نیمه شعبان فرصت خوبی است برای فاصله گرفتن از این فضا های گناه آلود.

 

3- بزرگواران تمام سعیشان را به خرج دهند تا احیای نیمه شعبان با تاکید بر استغفار برای ظهور و به باشکوه ترین شکل ممکن برگزار شود، یعنی دقت شود تفاوت احیای این شب با دیگر لیالی در این است که محور اصلی امام زمان  است و استغفار ما از گناهان به درگاه خدا با نیت تعجیل در ظهور باشد.

 

4- اعمال این شب در مفاتیح آمده است لیکن اعمالی  شبیه به  دیگر شبهای احیا دارد. با این تفاوت که ادعیه مربوط به مولا صاحب الزمان نیز توسط برخی بزرگواران سفارش شد مانند خواندن دعاهای ندبه ، زیارت آل یس ، دعای عهد ، دعای فرج ، دعای الهم یا فارج الهم و...و البته روزه خود نیمه شعبان نیز مستحب است.

 

5- عزیزانی که می توانند حتما در هیئات دانشجویی و مساجد دانشگاه ها  و یا در مساجد محل این فریضه بزرگ را به جا بیاورند تا شرایط برای حضور جمعی علاقه مندان فراهم شود . ان شا الله جنبش مصاف نیز در صورت فراهم شدن شرایط اعم از مباحث مالی و مکان مناسب، احیای این شب را برگزار خواهد نمود .(در صورت هماهنگی، ساعت و محل متعاقبا اعلام خواهد شد).

 

6- اگر به هر عنوانی شرکت برای عزیزی در جلسه جمعی مقدور نبود این فریضه را حتما فردی به جا آورد و فراموش نکنیم ان شا الله شبی رقم خواهد خورد که هزاران نفر همزمان اشک می ریزند و از گناه استغفار می کنند گناهانی که مانع ظهورند و از درگاه خداوند متعال تعجیل فرج مولا و صاحبمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری را خواهانند.

 

7- با توجه به همزمانی ایام نیمه  شعبان با روز های پس از انتخابات ریاست جمهوری ان شا الله دو حماسه رقم خواهد خورد و  نباید توجه بیش  از حد به یک مقوله ما را از دیگری باز دارد.

 

8- حتما از مراسمات گزارش تصویری تهییه  شود و با افتخار در فضای سایبری قرار گیرد ، در ضمن در صورت تمایل عزیزان ، سایت جنبش مصاف آمادگی  انتشار این گزارشات را دارد ان شا الله.

 

9- آن طور که شایسته امام زمان (عج) است بزرگواران نسبت به انتشار این متن اقدام فرمایند چرا که فرصت چندانی باقی نیست.

 

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

 

  علی اکبر رائفی پور





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 تیر 1392 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



http://farsi.khamenei.ir/roadmap-content?id=20964

برای دریافت کلیک کنید.





نوشته شده در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



امام صادق علیه السلام
یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با
ما اهل بیت است.
امالی شیخ صدوق -ص338

منبع:www.omar-sonnat.com





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 شهریور 1391 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



در سال 1968 مسابقات المپیك در شهر مكزیكوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یكی از شگفت انگیزترین مسابقات دو در جهان بود.دوی ماراتن در تمام المپیكها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیك. این مسابقه به طور مستقیم در هر 5 قاره جهان پخش میشود.

كیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیكی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 كیلومترو 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود...

هر بیننده ای دلش میخواست كه این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی كردند و یكی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق كردند. رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میكردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره كرد...

استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یكی یكی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند.

اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد.

نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند...

در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد كه دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید كه آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری كنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترك میكنند. اما...

بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میكند كه خط پایان را ترك نكنند گزارش رسیده كه هنوز یك دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میكشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میكنند.

از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آكواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، كه ظاهرا برایش مشكلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود. 20 كیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این كه از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند ولی او با دست آنها را كنار می زند و به راه خود ادامه میدهد.

داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترك كنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترك نمی كند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترك نكرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد. خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینكه كم شود زیادتر میشود!

جان استفن با دست های گره كرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حركت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند كیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مكزیكوسیتی غروب میكند و هوا رو به تاریكی میرود.

بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شركت كننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیك میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میكنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از كف زدن حركت میكند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.

40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلك هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حركت میكند.

شدت كف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع كرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیك و نزدیكتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن كرده است انگار نه انگار كه دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او كه دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

آن شب مكزیكوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حركت، مستقل از نتیجه بود.

او یك لحظه به این فكر نكرد كه نفر آخر است. به این فكر نكرد كه برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی كند. او تصمیم گرفته بود كه این مسیر را طی كند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه كنند ارزشی كه احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت.

فردای مسابقه مشخص شد كه جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری كه پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی كه نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درك نیست!

و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد: مردم كشورم مرا 5000 مایل تا مكزیكوسیتی نفرستاده اند كه فقط مسابقه را شروع كنم، مرا فرستاده اند كه آن را به پایان برسانم.

داستان "جان استفن آكواری" از آن پس در میان تمام ورزشكاران سینه به سینه نقل شد

حالا آیا یادتان هست كه نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه كسی بود؟!!  یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غالب می آید    

سخن روز :  نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خستگی آور نباشی. (هیلزهام)
 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



داستان زندگی کریس گاردنر

از همان کودکی، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی اش دیده نمی شد. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر، بی رحمی ناپدری، سابقه حبس و...

اگر در صحنه زندگی قرعه این نقش به نام هر کس دیگری جز او می افتاد، بی شک انگ بدشانسی و بدبختی را تا پایان عمر می پذیرفت اما «کریس گاردنر» مردانه جلوی سرنوشت قدعلم کرد و شجاعانه مسیر زندگی اش را تغییر داد. امروز که شما داستان زندگی اش را می خوانید، او یک میلیاردر سرشناس شده؛ می پرسید چطور؟ بهتر است با ما از پیچ وخم های زندگی اش بگذرید تا رمز موفقیت اش دستگیرتان شود.

سال ۱۹۸۲ بود. آن زمان ها یک سال و نیمی از پدر شدنش می گذشت. فروشنده لوازم پزشکی بود. به زحمت از عهده امورات خودش و پسرش، کریستوفر، برمی آمد. وقتی به ورودی جاده موفقیت رسید، ۲۹ سال بیشتر نداشت. با تمام نداری هایش سخاوتمند بود. آن روز به پارکینگ بیمارستان آمد و دید که راننده یک اتومبیل «فراری» دنبال جای پارک می گردد. صدایش زد: «می توانید جای من پارک کنید.» و با راننده «فراری» گرم صحبت شد. می خواست بداند او چه کار می کند و چطور توانسته ماشینی به آن گرانی بخرد.

راننده فراری به او گفت که در کار خریدوفروش سهام شرکت هاست. کنجکاوی گاردنر گل کرد. الان که یاد آن روز می افتد، می گوید: «آن آقا ماهی ۸۰ هزار دلار درآمد داشت.»

آنها با هم رفیق شدند. هرازگاهی ناهار را با هم می خوردند و سهام فروش متمول برای گاردنر توضیح می داد که چطور می تواند وارد این تجارت شود و او را به سرشناس ترین های خریدوفروش سهام ارجاع داد. گاردنر هم با اعتمادبه نفس دنبال سررشته های موفقیت اش رفت اما کسی تحویلش نمی گرفت؛ نه به خاطر سیاهپوست بودنش، بلکه به این خاطر که ثروتمندان نمی خواستند ریسک کنند. خودش می گوید: «آنها نژادپرست نبودند. حداقل چیزی که برای فروشنده سهام شدن می خواستی، یک مدرک MBA بود. اما من اصلا کالج نرفته بودم! من زیر خط فقر زندگی می کردم و پولی برای گذراندن این دوره ها نداشتم.»

بعد از ۱۰ ماه دویدن های بی حاصل، تازه یک نفر پاپوش جاداری برای گاردنر درست کرد و او را به خانه اول باز گرداند: «باید برای پسرم، پدری می کردم؛ پس دلسرد نشدم. هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم؛ هرس چمن ها، شستن توالت ها، آشغال جمع کردن، تعمیر سقف و نقاشی ساختمان اما به تلاشم برای ورود به چرخه خریدوفروش سهام ادامه دادم.»

انگار زمانه شوخی اش گرفته بود. راحتش نمی گذاشت. سر جروبحث کوچکی که با همسرش داشت، یک پلیس را خبر کرد و ماموران با استعلام مدارک و پیشینه گاردنر به دلیل پرداخت نکردن قبوض پارکینگ، او را به مدت ۱۰ روز به زندان فرستادند. همسرش هم پسرش را برداشت؛ او را ترک کرد و طلاقش را گرفت.

«سراسیمه شده بودم. خود م بدون پدر بزرگ شده بودم و نمی خواستم پسرم سختی های تلخ دوران کودکی مرا بچشد. به خودم قول داده بودم که برایش پدر خوبی باشم. قول داده بودم همیشه مراقب اش باشم... آن روز ها بدترین روز های زندگی ام بود. کناردزد ها، قاتلان و تبهکاران روز را به شب می رساندم و فکر و نگرانی پسرم آزارم می داد. قبل از دستگیری در یک موسسه خریدوفروش سهام فرم استخدام پر کرده بودم. متاسفانه روز مصاحبه ام یک روز قبل از آزادی ام تعیین شده بود. از زندان تماس گرفتم و التماس کردم که اجازه دهند یک وقت مصاحبه دیگر بگیرم. به محض آزادی به موسسه رفتم. این مصاحبه تنها شانسم بود اما نمی توانستم برایشان نقش بازی کنم. پس حقیقت را گفتم؛ اینکه پیشینه ندارم، خانواده ام ترکم کرده اند، تحصیلات ندارم، وضع مالی ام خوب نیست اما انگیزه دارم و می دانم که در تجارت می توانم موفق شوم.»

مصاحبه گر به فکر فرو رفت. گاردنر یک قدم به جلو برداشته بود؛ گفت وگو با یکی از عاملان مهم این تجارت! انگار ورق زندگی اش برگشته بود. چندماه بعد، همسرش تماس گرفت و حضانت کریستوفر را به او سپرد. اما پانسیونی که گاردنر در آن اتاق اجاره کرده بود بچه ها را قبول نمی کرد. این بود که وسایل ضروری خودش و کریستوفر را در کالسکه و ساک کریستوفر و کیف دستی خودش جا داد و راهی خیابان ها شد: «شب های زیادی را در توالت های عمومی گذراندیم.»

روزی پدر و پسر ۵/۲ ساله در خیابان قدم می زدند که گاردنر چشمش به یک ساختمان مخروبه که بوته رزی از دیوارش بالا رفته بود افتاد. سرایدار آنجا را پیدا کرد و قرار شد عمارت مخروبه را به قیمت منصفانه ای اجاره کند. حالا دیگر سقفی بالای سر پسرش بود. طی چند سال به تدریج با تحمل شرایط طاقت فرسای موجود توانست وارد تجارت رویایی اش شود. سال ۱۹۸۷ توانست در شیکاگو بنگاه خریدوفروش سهام خودش را تاسیس کند و آخر سر هم برای خودش یک دستگاه اتومبیل «فراری» بخرد.

او داستان زندگی اش را افسانه نمی داند: «داستان زندگی من به دیگران می آموزد که چطور باید جلوی موانع زندگی سینه سپر کرد. می توانستم یک فروشنده بی دست و پا و بی خانمان باقی بمانم اما من می خواستم زندگی بهتری داشته باشم و الان زندگی ام عالی است. شما هم می توانید تندباد های زندگی را در هم بکوبید. تنها باید هدفتان را مشخص کنید و با اراده، امید، توکل به پروردگار و قوت قلب گرفتن از کسانی که دوستشان دارید، در راهتان ثابت قدم باشید.»

ترجمه: یاسمین ثریا
روزنامه سلامت ( www.salamat.ir )




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آذر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



  • تفاوت کشورهای پیشرفته و عقب مانده، تفاوت قدمت آنها نیست.
  • برای مثال کشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و عقب مانده است!
  • اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و پیشرفته هستند
  • تفاوت کشورهای عقب مانده و پیشرفته در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.
  • ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد. این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.
  • مثال بعدی سویس است. کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند. در سرزمین کوچک و سرد سویس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.
  • افراد تحصیل‌کرده‌ای که از کشورهای پیشرفته با همتایان خود در کشورهای عقب مانده برخورد دارند برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.
  • نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می‌گیرند، در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل می‌شوند.
  • پس تفاوت در چیست؟
  • تفاوت در رفتارهای است که در طول سال‌ها فرهنگ نام گرفته است.
  • وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و توسعه یافته را تحلیل می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اکثریت آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند:
  • 1. اخلاق به عنوان اصل پایه 
  • 2. وحدت
  • 3. مسئولیت پذیری
  • 4. احترام به قانون و مقررات
  • 5. احترام به حقوق شهروندان دیگر
  • 6. عشق به کار
  • 7. تحمل سختی‌ها به منظور سرمایه‌گذاری روی آینده
  • 8. میل به ارائه کارهای برتر و فوق‌العاده
  • 9. نظم‌پذیری
  • اما در کشورهای عقب مانده تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌کنند.
  • ما ایرانیان عقب مانده هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا اینکه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده‌است.
  • ما عقب مانده هستیم برای اینکه رفتارمان چنین سبب شده‌است.
  • ما برای آموختن و رعایت اصول فوق فاقد اهتمام لازم هستیم.
  • اگر شما این مقاله را برای دیگران نفرستید:
  • اتفاقی برای شما نمی‌افتد،
  • گربه شما نمی‌میرد،
  • از محل کارتان اخراج نمی‌شوید،
  • هفت سال بدبختی بر سرتان آوار نمی‌شود
  • و مریض هم نخواهید شد.
  • اما اگر میخواهید تغییری ایجاد کنید،
  • این مقاله را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان آن را بفهمند و عمل کنند !




  • نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آذر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    پادشاهی در یک شب  زمستانی از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.
    از او پرسید : آیا سردت نیست؟
    نگهبان  گفت : چرا  اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
    پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند
    نگهبان ذوق زده شد اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.
    صبح جسد سرمازده ی پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند،
    در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود:
    من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای درآورد.








    نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آذر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    به تازگی اعراب اقدام به یک رأی گیری کرده اند که
     
    در آن سعی بر تلقین خلیج ع ر ب ی به جای خلیج
     
    فارس دارند
     
    :جهت شرکت و رأی دادن به خلیج فارس بر
     
    روی لینک زیر کلیک کنید
     
     
     
     
     
    به همه خبر دهید
     
     
     




    نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 آبان 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    با سلام،

    هتک حرمت به ساحت قرآن کریم را با تمام وجود محکوم میکنیم وآرزو میکنیم عاملان این کار وحشیانه به یاری خداوند به درک واصل شوند،لعن و نفرین ما به عاملان این جنایت.

    ازشما دوست عزیز تقاضا میشود با مراجعه به سایت زیر مراتب اعتراض خودرااعلام دارید با تشکر.

    www.quran.jonbesh.ir





    نوشته شده در تاریخ جمعه 26 شهریور 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    چون ما را با درد بدنیامی‌آورد و بلافاصله با لبخند می‌پذیرند

    چون شیرشیشه را قبل از اینكه توی حلق ما  بریزند ، پشت دستشان می‌ریزند

    و وقتی بعدها به زندگی‌شان‌ گند می‌زنیم  فقط می‌گویند: خب جوونه دیگه، پیش میاد! 

    چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند

    چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند 

     و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می‌زند، با پدر دعوا می‌کنند

     چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد 

    چون وقتی تازه ساعت یازده شب یادمان می افتد كه فلان كار را كه باید فردا در مدرسه تحویل دهیم یادمان رفته،بعد از یك تشر خودش هم پابه پایمان زحمت میكشد كه همان نصف شبی تمامش كنیم 

    چون وسط سریال‌های ملودرام گریه می‌کنند

    چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکرو ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند 

    چون شبهای امتحان و کنکور پابه ‌پای ما کم می‌خوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند 

    به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می‌کند و نذر می کند و پوتین‌هایمان را در هر مرخصی واکس می‌زند

    چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب  به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می‌کنیم شاخ قول شکانده‌ایم

    چون موقع مطالعه عینک می‌زند و پنج دقیقۀ بعد در حالیكه عینكش به چشمش است میپرسد:این عینك منو ندیدین؟

    چون هیچوقت یادشان نمی‌رود که از کدام غذا  بدمان می‌آید و عاشق كدام غذاییم ،حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم

    چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه وای بچم خسته شد بسكه مریض داری كرد 

    و چون هروقت باهاش بد حرف میزنیم و دلش  رو برای هزارمین بار میشكنیم،چند روز بعد همه رو از دلش میریزه بیرون  وخودش رو گول میزنه كه ‌بخشش از بزرگانه

    چون مادرند

    باتشکر ازآقای دکتر اوجاقی





    نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مرداد 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    خبرگزاری فارس: یك روانشناس گفت: جوانان تحت‌تأثیر ماهواره و اینترنت از فرهنگ غرب الگو‌برداری كرده و به ازدواج دیر‌هنگام علاقه‌مند می‌شوند.

    غلامرضا امام‌داد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» گفت: امروزه جوانان به دلیل تربیت نادرست در بستر خانواده و فراهم بودن تمام امكانات مورد ‌نیازشان دچار رفاه‌زدگی شده‌اند.

    وی افزود: متأسفانه والدین، فرزندان خود را به ‌‌صورت مسئولیت‌پذیر تربیت نمی‌كنند تا بتوانند به‌تنهایی یك زندگی مستقل را اداره كنند.

    این روانشناس عوامل مختلفی مانند مشكلات اقتصادی، تغییر نگرش بر اثر تغییرات فرهنگی، ادامه تحصیلات و عدم احساس مسئولیت‌پذیری را از جمله عوامل موثر در تأخیر ازدواج جوانان دانست و عنوان كرد: جوانان تحت‌تأثیر ماهواره و اینترنت از فرهنگ غرب الگو‌برداری كرده و به ازدواج دیر‌هنگام علاقه‌مند می‌شوند.

    امام‌داد ترس از‌ به‌عهده گرفتن تربیت فرزندان را عامل مهم دیگری برای فرار جوانان از ازدواج عنوان كرد و افزود: جوانی كه حاضر به پذیرفتن مسئولیت زندگی نیست اگر با فشار اطرافیان مجبور به ازدواج شود بعد از مدت كوتاهی در زندگی دچار مشكلات متعددی می‌شود.

    وی با بیان اینكه تنزل سطح اخلاقی جوانان موجب تأخیر در ازدواج می‌شود، گفت: این امر موجب بی‌اعتمادی جوانان به یكدیگر و ترس آنها از ازدواج می‌شود.

    این روانشناس بالا بودن آمار طلاق در كشور را باعث ترس جوانان از ازدواج و شكست در زندگی دانست و خاطر‌نشان كرد: آموزش شیوه صحیح زندگی و آداب همسرداری می‌تواند میزان شكست جوانان در زندگی آینده را كاهش دهد.

    امام‌داد تشویق نهادهای فرهنگی و دولت را در ازدواج جوانان موثر دانست و اظهار داشت: وظیفه دولت و نهادهای فرهنگی بستر‌سازی لازم برای ازدواج است؛ آنها باید شرایط اقتصادی و فرهنگی لازم برای ازدواج را فراهم كنند.

    وی ازدواج جوانان را به دنبال احساس ناپایدار عنوان كرد و گفت: ازدواج‌هایی كه بر‌پایه هوس و احساس بدون دخالت عقل و عشق واقعی انجام شود، پایدار نمی‌ماند.

    این روانشناس شیوه‌های صحیح فرزند‌پروری توسط والدین را در موفقیت زندگی جوانان بسیار مفید دانست و ادامه داد: شیوه صحیح فرزند‌پروری جوانان را با شیوه‌های درست زندگی آشنا می‌كند.

    امام‌داد ازدواج دانشجویی را به دلیل تصمیم‌گیری بر اساس احساس ناموفق دانست و بیان كرد: زندگی مسئولیت‌های فراوانی دارد و جوانی كه بدون شغل و وضعیت اقتصادی مناسب و فقط از روی هوس و احساس اقدام به ازدواج كند نمی‌تواند از عهده اداره زندگی برآید.

    وی آموزش قبل از ازدواج را در طول زمان موفق دانست و عنوان كرد: قدرت حل مسائل زندگی، مهارت‌های كلامی، مشورت كردن، مستقل بودن و رشد ‌اخلاقیات در این آموزش‌ها باید به جوانان آموخته شود.

    منبع مطلبwww.jahannews.com





    نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    دكتر فدایى، عضو هیئت علمى دانشگاه در باره بالا رفتن سن ازدواج مى‏گوید: این پدیده در ایران جنبه اجتماعى دارد اما پیامدهاى آن روان‏شناختى و زیست‏شناختى خواهد بود‏‎.

    به گفته وى، از جنبه زیست‏شناختى اگر به وسیله ازدواج در سن مناسب، نیازهاى جنسى طبیعى برآورده نشود، دو راه وجود دارد كه هر دو نامناسب است‎:

    نخست آنكه امكان دارد عده‏اى به روش‏هاى انحرافى و یا روابط خارج از شرع و عرف جامعه متوسل شوند كه زیان‏هاى مختلف آن كاملاً آشكار است‏‎.

    دو: سعى در انكار غریزه جنسى كنند كه هر چند به ظاهر در این كار موفق باشند، اما پیامدهایى به شكل اختلالات روانى و رفتارى ظاهر مى‏شود كه از جمله آنها مى‏توان حالت‏هاى تحریك‏پذیرى و‎

    به بیان دكتر آذرمان، روانپزشك،

    پرخاشگرى شدید و یا گوشه‏گیرى افراطى را ذكر كرد‎.

    از سوى دیگر، برخى پزشكان بر این باورند كه مهم‏ترین پیامد بالا رفتن سن ازدواج دختران این نكته است كه آمار ناهنجارى‏هاى مادرزادى و عقب‏ماندگى نوزادان بالا مى‏رود و ممكن است در آینده نه چندان دور با شمار بیشترى از كودكان عقب‏مانده ذهنى روبه‏رو شویم‎.

    دكتر فدایى نیز بر این موضوع صحه گذاشته و معتقد است: "اگر ازدواج در سن بالا انجام شود (براى زنان 35 سال و براى مردان 45 سال) امكان ضایعات مختلف در كودكان از جمله عقب‏ماندگى ذهنى بالا مى‏رود‎."

    به بیان وى، در گذشته فكر مى‏كردند فقط سن بالاى زنان با ناهنجارى‏هاى رشد كودكان ارتباط دارد، اما امروز مى‏دانیم سن بالاى مرد هم مى‏تواند موجب عقب‏ماندگى ذهنى در كودكانى كه به دنیا مى‏آیند شود‎.


    سنت، مدرنیسم و حلقه گمشده
    اغلب جوانان امروزى در هر زمینه عالى‏ترین‏ها را درخواست مى‏كنند. آنان در فهرست آرزوهایشان زیباترین و مجلل‏ترین خانه، جدیدترین خودرو، عالى‏ترین جایگاه اجتماعى و شغلى و بهترین همسر را مى‏خواهند. اغلب این امكانات را حق مسلّم خود دانسته، جسورانه اعلام مى‏كنند تا وقتى به این خواسته‏ها دست نیابند تن به ازدواج نخواهند داد‎.

    سال‏ها پیش همین كه پسرى خدمت سربازى را به پایان مى‏رساند و راه درآمدى جزئى مى‏یافت، از نظر خانواده آمادگى سرپرستى یك خانواده را داشت؛ رخت و لباس دامادى بر تن او مى‏كردند و به درِ خانه‏اى مى‏رفتند كه دخترى را از مدت‏ها پیش برایش نشان كرده بودند، چنان كه پس از ازدواج آنان را زیر چتر حمایتى خانواده قرار مى‏دادند‎.

    سعید مدنى، جامعه‏شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعى در این خصوص مى‏گوید: اگر از جهت اجتماعى این موضوع را بررسى كنیم باید گفت عرف و فرم‏هاى گذشته در مورد ازدواج تغییرات مهم و اساسى كرده است. پیشتر ازدواج یك الزام بود و عدم آن نقطه ضعف به حساب مى‏آمد. امروزه این هنجار مورد سؤال قرار گرفته و قدرت هنجارسازى را از دست داده، نوعى همسان‏سازى و یكسان‏سازى در گروههاى جوان موجب شده رعایت ارزش‏ها و هنجارهاى جدید، بیشتر از ارزش‏هاى قدیم مورد توجه آنان قرار گیرد. در گروههاى سنى جوان، اختیار تأهل و ایجاد زندگى مشترك، از برنامه‏هاى در اولویت محسوب نمى‏شود، این وضع حاصل تغییرات ارزشى در نسل‏هاست و مى‏توان نتیجه گرفت یكى از آثار شكاف نسل‏ها بى‏انگیزگى جوانان براى ازدواج است‎.

    به گفته وى، از سوى دیگر، مجموعه اوضاع كشور موجب شده مهارت برقرارى ارتباط سالم و یا مهارت‏هاى زندگى در گروههاى سنى جوانان كاهش پیدا كند. از یك سو، آموزش‏هاى ناقص یا حتى نادرست‎

    در سنین نوجوانى از طریق آموزش و پرورش یا خانواده‏ها موجب شده الگوهاى صحیحى از روابط دو جنس مخالف، در ذهن جوانان به وجود نیاید، از سوى دیگر، پیچیدگى‏ها و دشوارى‏هاى زندگى امكان برخوردارى از مهارت‏هاى زندگىِ قابل قبول را دشوار ساخته، بنابراین جوانان الگوهاى رفتارى براى سامان دادن به رابطه معقول و منطقى با جنس مخالف را ندارند و ترجیح مى‏دهند با گونه‏هاى خارج از عرف و هنجار مشكلات‏شان را حل كنند‎.

    از نگاه دیگر، دختران بسیارى به خاطر نداشتن خانواده‏اى برون‏گرا و معاشرتى و یا وجود خانواده گسسته و پریشان و ... فرصت معاشرت و آشنایى با جنس مخالف را ندارند، چنان كه هیچ سازمان، مركز یا نهادى كه زمینه معاشرت را براى آنان فراهم كند در دسترس قرار ندارد. نتیجه آنكه به رغم تمایل و آمادگى شخصى باید همچنان مجرد باقى بماند‏‎.

    اكرم امینى، روانشناس اعتقاد دارد بى‏انصافى است كه فقط دختران و پسرهاى مجرد را مقصر بدانیم و بگوییم مسئولیت‏پذیر نیستند یا از سختى‏هاى زندگى مشترك مى‏هراسند، چرا كه آنان به دلیل ساز و كار غلط و آفت‏زده جامعه در حال گذار ما مجرد مانده‏اند‏‎.

    جامعه‏شناسان بر این نكته تأكید دارند كه تغییر و تحولات در جامعه ما چنان با سرعت و غیر قابل پیش‏بینى انجام شد كه برخى از ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها جاى خود را عوض كردند. قناعت، صرفه‏جویى و آینده‏نگرى در آغاز زندگى، كمرنگ گشت اما خرج‏تراشى و صرف هزینه‏هاى هنگفت براى مراسم نمایشى نظیر جشن عروسى، نامزدى، حنابندان و پاتختى! با تجمل هر چه بیشتر اسباب ارزشمندى شد‎.

    همچنین برخى شیوه‏هاى مثبت گذشته به طور غیر منصفانه‏اى در این دوره نقد شد، كه اسباب فزونى فاصله جوانان را با خانواده‏ها ایجاد كرد. از سوى دیگر، برخى خانواده‏ها نیازهاى زمانه جدید را نفى كرده و نیازمندى جوانان خود را نادیده گرفتند، نسل حاضر با مشكلات خاص خود ثمره این رخدادهاست‎.

    منبع:http://www.jobportal.ir
    http://jashn.anzaliblog.com





    نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    0 دلیل تأخیر ازدواج جوانان در ایران

    یك روانشناس با ذكر 40 دلیل درباره عدم تأخیر ازدواج جوانان، گفت: گرایش به جامعه‌گریزی، تنوع‌طلبی جوانان، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شكست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند كه تمایل جوانان را به ازدواج كاهش می‌دهند.

    حسین باهر در گفت‌وگو با فارس  گفت: دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی در بالا رفتن سن ازدواج جوانان تأثیر‌گذار است.

    وی افزود: بررسی‌هایی در رابطه با دلایل تأخیر ازدواج جوانان در ایران انجام دادم كه 40 دلیل گردآوری شد.

    * رفاه زدگی برخی از جوانان ازدواج آنها را با مشكل مواجه می‌كند

    این روانشناس درباره عوامل اقتصادی موثر بر بی‌میلی جوانان برای ازدواج عنوان كرد: مشكلات اقتصادی، مسكن، تهیه وسایل زندگی، مهریه سنگین، بیكاری، رفاه زدگی برخی از جوانان و فقر خانوادگی، از مهمترین دلایل اقتصادی موثر در تأخیر ازدواج جوانان است.

    باهر، فقر مالی خانواده‌ها در تأمین امكانات ازدواج فرزندانشان را از عوامل موثر در تأخیر ازدواج دانست و اظهار داشت: مادی بودن قوانین مانند زندانی شدن جوانانی كه قادر به پرداخت مهریه نیستند موجب ترس آنها از ازدواج می‌شود.

    این استاد دانشگاه شهید بهشتی هزینه‌های سنگین عقد و عروسی را در تأخیر ازدواج موثر دانست و خاطرنشان كرد: برخی از تالارها برای هر نفر مهمان، 100 هزار تومان هزینه دریافت می‌كنند و از سوی دیگر نداشتن جهیزیه كافی برخی از دختران، آنها را از ازدواج منصرف می‌كند.

    * الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب موجب تمایل به زندگی مجردی می‌شود

    باهر، پخش فیلم‌های مختلف در برنامه‌های ماهواره‌ای را موجب الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب دانست و بیان كرد: در اثر گرایش جوانان به این فرهنگ، زندگی مجردی و بی‌میلی به ازدواج در جامعه رشد می‌یابد.

    وی درباره مسایل فرهنگی كه سن ازدواج را بالا می‌برد، عنوان داشت: ادامه تحصیلات به ویژه توسط دختران، مدرن شدن زندگی، الگوپذیری جوانان از غرب و تمایل آنها به زندگی مجردی، تزلزل ارزش‌های سنتی و مهاجرت فرهنگی، از مهم‌ترین دلایل فرهنگی برای بالا رفتن سن ازدواج است.

    این استاد دانشگاه شهید بهشتی درك نكردن تفاوت‌های زن و مرد و رسیدن به كمال معنوی از طریق ازدواج‌ را یكی دیگر از عوامل تأخیر در ازدواج دانست.

    * شكست والدین در زندگی موجب عدم تمایل آنها برای ازدواج فرزندانشان می‌شود

    باهر با اشاره به ناهنجاری‌های موجود در خانواده تصریح كرد: شكست والدین در زندگی و درگیری‌های مداوم آنها موجب عدم تمایل آنها برای ازدواج فرزندانشان می‌شود.

    این روانشناس درباره مسایل اجتماعی و اخلاقی كه موجب عدم تمایل جوانان به ازدواج می‌شود، بیان كرد: گرایش به جامعه‌گریزی، تنوع‌طلبی جوانان، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شكست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند كه تمایل جوانان را به ازدواج كاهش می‌دهند.

    وی مداخله خانواده‌ها در زندگی جوانان را یكی دیگر از دلایل بالا رفتن سن ازدواج دانست و افزود: اعتیاد برخی از جوانان به مواد مخدر نیز موجب ترس بسیاری از دختران از ازدواج می‌شود.

    * كاهش قبح دیر ازدواج كردن، سن ازدواج را بالا برده است

    این استاد دانشگاه شهید بهشتی كاهش قبح دیر ازدواج كردن را نسبت به گذشته موجب بالا رفتن سن ازدواج دانست و اظهار كرد: در گذشته دیر ازدواج كردن امر ناپسندی بود اما امروزه این موضوع به یك امر بسیار عادی در جامعه تبدیل شده است.

    باهر، افسردگی و اضطراب، بی‌توجهی به مسایل دینی، ترس از تعهد متقابل را در تأخیر ازدواج موثر دانست و اضافه كرد: امروزه توكل جوانان به خدا كاهش یافته است در حالی كه برای ازدواج توكل به خدا ضروری است.

    وی با اشاره به تمایل بسیاری از جوانان به ازدواج برای برطرف كردن نیازهای جنسی، گفت: هدف اصلی از ازدواج باید رسیدن زن و مرد به كمال باشد همچنین رواج بی‌بند و باری و مبهم بودن آینده جوانان در كاهش ازدواج موثر است.

    * مضرات دیر ازدواج كردن و تجرد تا سنین بالا

    این استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره مضرات دیر ازدواج كردن عنوان كرد: عدم مسئولیت پذیری و بی‌توجهی به آن در سایر زمینه‌های زندگی، انحراف جسمی و جنسی جهت ارضای غرایز نفسانی، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم ارضای نیازهای فرد، فریب آسان دختران در سنین بالا با وعده دروغین ازدواج توسط پسرها، دلنگرانی‌ پدر و مادرها از دیر ازدواج كردن فرزندان و پناه بردن به مصرف مواد مخدر، از مهمترین آسیب‌های ازدواج دیرهنگام است.

    این روانشناس درباره راهكارهای لازم برای تشویق جوانان به ازدواج بیان كرد: معاف كردن افراد متاهل از سربازی غیرآموزشی، اولویت‌ استخدام برای افراد متأهل كه شرایط لازم را دارند، واگذاری خانه‌های استیجاری ارزان قیمت به جوانان تحصیل كرده و متأهل، دادن وام‌های ازدواج بدون بهره و ارتقاء فرهنگ ازدواج با تشریح نیازهای طبیعی و حقوق متقابل زن و مرد، راهكارهای مهمی برای افزایش ازدواج جوانان است.

    وی ایجاد فضای مناسب و ارزان قیمت برای ازدواج دسته‌جمعی جوانان را عاملی در افزایش تمایل آنها به ازدواج دانست و افزود: تعدیل مهریه‌ها تا سقف 200 سكه و زندانی نكردن افراد به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه و تملك اموال بعد از ازدواج به صورت نصف میان زن و مرد، تمایل جوانان را به ازدواج افزایش می‌دهد.

    * ازدواج‌های دانشجویی در شرایط كنونی ناموفق است

    این استاد دانشگاه شهید بهشتی در خصوص ازدواج‌های دانشجویی بیان كرد: بنده بنیانگذار ازدواج دانشجویی در دانشگاه شهید بهشتی بودم ولی هم‌اكنون می‌بینم انگیزه جوانان از این ازدواج‌ها بیشتر از روی هوس، احساس و دریافت وام یا هدایا از سوی سازمان‌ها است.

    وی افزود: ازدواج دانشجویی باید با انجام مشاوره و اجازه خانواده‌ها صورت گیرد و تمام امكانات لازم از قبیل خوابگاه و شغل مناسب برای این جوانان پس از اتمام تحصیلات تأمین شود.

    * نهادهای مسئول در امر ازدواج جوانان موفق عمل نمی‌كنند

    باهر عملكرد نهادهای مسئول در امر ازدواج جوانان را ناموفق دانست و عنوان كرد: امر ازدواج جوانان باید به افراد متخصص سپرده شود و اندیشمندانی فعال در این زمینه برای معضل بزرگ تأخیر در ازدواج جوانان چاره‌اندیشی كنند.

    این روانشناس در پایان افزود: مشاوره رایگان ازدواج در مراكز مشاوره می‌تواند در ازدواج موفق جوانان، شناخت كامل آنها از یكدیگر و كاهش شكست در ازدواج موثر باشد.

    منبع مطلبwww.rajanews.com





    نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    عوامل افزایش سن ازدواج و راهبردهاى کاهش آن

    اشاره:

    ازدواج یکى از بهترین نیازهاى آدمى است که دین مقدس اسلام به آن اهمیت فراوانى داده است و آن را از بهترین سنت هاى دینى شمرده که مایه برکات بى شمارى است. از نظر قرآن، ازدواج مایه آرامش روح و روان آدمى است، که این خود از نشانه هاى رحمت و بزرگى خداوند است.1 تشویق اسلام به ازدواج خصوصاً در سن جوانى، و کراهتِ اسلام از تجرّد و رهبانیت، در بسیارى از سخنان معصومین آمده است. آثارى چون بزرگداشت سنت پیامبر2، قرار گرفتن در ولایت و حمایت خداوند3، به خشم آوردن شیطان4، کامل شدن ایمان جوانان5، زیاد شدن روزى6، و مانند آن از برکات ازدواج، در کلام معصومین شمرده شده است. همچنین تأخیر در امر ازدواج در بعضى روایات مردود دانسته شده و تأکید شده است، هیچ چیز نباید باعث تأخیر انسان در ازدواج شود، حتى اگر فقر باشد.7 در روایتى مردان بدون همسر را سرزنش مى کند و تجرد را سبب شرور شدن مى داند8 و در روایت دیگر به کسانى که صاحب دخترند سفارش مى کند در ازدواج دخترانشان تعجیل کنند، که در این جا متن کامل روایت را براى خوانندگان محترم عرضه مى داریم:

    قال الرضا علیه السلام: نَزَلَ جَبْرَئیل عَلَى النَّبِى صَلَى اللّه عَلَیْهِ وَآله فَقالَ: یا مُحَمَّد اِنَّ رَبَّکَ یُقْرِئُکَ السَّلامَ و یَقول: اِنَّ الاَبْکارَ مِنَ النِساء بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ فَاِذا اَیْنَعَ الثَّمَرُ فَلا دَواءَ لَهُ اِلاَّ اجْتِنابِهُ وَ اِلاّ اَفْسَدَتْهُ الشّمْس وَ غَیَّرَتْهُ الرّیحُ وَ اِنَّ الاَبْکارَ اِذا اَدْرَکْنَ ما تُدْرِکُ النِّساءَ فَلا دَواءَ لَهُنَّ اُلاّ الْبَعُولَ، وَ اِلاّ لَمْ یُؤْمِنَ عَلَیْهِنَّ الْفِتْنَةُ، فَصَعِدَ رَسُولَ اللّهِ صَلَى اللّه عَلَیْهِ وَآله الْمِنْبَرَ فَجَمِعَ النّاسَ ثُمَّ اَعْلَمَهُمْ ما اَمَرَ اللّه عَزَّوَجَلَّ بِهِ.9

    امام رضا (علیه السلام) فرمود: جبرئیل امین بر پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شد و عرض کرد: اى محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى فرماید: دختران و زنان باکره مانند میوه درختان هستند و همان طور که میوه وقتى مى رسد، چاره اى جز چیدن ندارد، و الا تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد مى کند، دختران و زنان باکره هم (وقتى به سن بلوغ و ازدواج مى رسند) ، چاره اى جز ازدواج ندارند، و الا از گرفتار شدن به فتنه و انحراف، در امان نیستند. پس رسول خدا مردم را جمع کرد و به منبر رفت و پیام پروردگار عزیز و بلندمرتبه را به آنان ابلاغ کرد.

    بنابراین از نظر اسلام تأخیر ازدواج امر نکوهیده اى است که مورد رضایت خدا نیست.

    اما آن چه امروز در جوامع اسلامى، خصوصاً جامعه ما، در عمل دیده مى شود، متأسفانه برخلاف سفارشات اسلام است و آمارها از بالارفتن سن ازدواج حکایت دارد. بنابر آمارى که در روزنامه ها منتشر شده، میانگین سن ازدواج پسران از 24 سالگى و دختران از 18 سالگى در سال 75 به ترتیب به 26 و 22 سالگى در سال 80 رسیده است.10 در حالى که طبق آمار دیگرى، میانگین سن ازدواج در پسران 33 و در دختران 28 سال مى باشد.11

    این افزایش بى سابقه سن ازدواج، مشکلات فراوانى به دنبال خواهد داشت. گرچه در این مقاله، مجال بررسى آن فراهم نیست، ولى فهرست وار به برخى مشکلات ناشى از این افزایش، مى توان اشاره کرد. مشکلاتى چون: افسردگى و از بین رفتن نشاط در جوانان، مبتلا شدن به وسواس زیاد در انتخاب همسر، مشکل آفرینى فرزندان بزرگ و ازدواج نکرده در خانه، افزایش اضطراب و نگرانى خصوصاً در دختران، حالت بلاتکلیفى، از دست رفتن طراوت و زیبایى، ناامیدى و تصمیم به عدم ازدواج به خاطر کاهش میل به ازدواج، بى دقتى در انتخاب همسر خصوصاً در دختران، احتمال افزایش انحرافات، احساس سربار بودن در خانواده و ده ها مشکل از این قبیل که جوانان ما را که گران بهاترین ذخیره هاى کشورمان هستند، به چالش انداخته است.12

    به همین دلیل بر همه مسئولان و دست اندرکاران مسائل اجتماعى واجب و لازم است به این مسئله به عنوان یک مشکل فوریتى نگاه کنند و تمام همت و تلاش خود را براى رفع آن مصروف نمایند؛ چنانکه قرآن، در آیه اى تمام مسلمانان را به یارى جوانان براى تسهیل امر ازدواج دعوت کرده است.13

    عوامل افزایش سن ازدواج

    کارشناسان امور اجتماعى عوامل زیادى براى افزایش سن ازدواج عنوان کرده اند که ما در این جا این عوامل را در سه بخش عمده، مطرح مى کنیم:

    الف) عوامل اجتماعى

    زندگى اجتماعى گرچه یکى از ضروریات حیات انسان است، به طورى که بشر بدون اجتماع قادر به ادامه زندگى نیست، اما با این حال، اگر در برنامه ریزى و سیاست اداره جامعه، دقت کافى نشود، مشکلات زیاد به وجود مى آید. یکى از عوامل افزایش سن ازدواج به مسائل اجتماعى برمى گردد که در ذیل به چهار عامل آن اشاره مى شود.

    1ـ افزایش جرایم و آسب هاى اجتماعى

    بالا رفتن جرایم و آسیب هاى اجتماعى مانند: اعتیاد، بى بندوبارى، همسر آزارى، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافیان و مانند آن نه تنها موجب از هم پاشیدگى خانواده ها شده است، بلکه باعث سلب اعتماد جوانان از ازدواج گردیده و سبب شده است که جوان امروز به ازدواج به عنوان عامل خوشبختى، نگاه نکند و سرنوشت خود را به کسانى که در دام این آسیب ها گرفتار شده اند، تشبیه کند.

    2ـ تحصیلات دانشگاهى

    طولانى بودن مدت تحصیلات دانشگاه و افزایش نسبت دختران به پسران (که طبق بعضى آمارها تنها 35/43 درصد کسانى که در کنکور شرکت مى کنند، پسر هستند)14، سبب شد اولاً، اغلب پسران و دختران تا پایان تحصیلات و بعد هم تا به دست آوردن شغل، از ازدواج سرباز زنند؛ و ثانیاً، دختران به علت داشتن تحصیلات دانشگاهى حاضر به ازدواج با پسران پشت کنکور مانده نباشند و درصد بالایى از آنان بدون همسر بمانند، یا به ازدواج ناخواسته تن بدهند؛ چنانکه امروز شاهد این معضل هستیم.

    3ـ عدم توازن جمعیت پسران و دختران آماده ازدواج در ایران

    بنا بر برخى آمارها، جمعیت دختران در شرف ازدواج، یک میلیون و ششصد هزار نفر بیش از پسران آماده ازدواج است و این خود سبب مى شود پسران در ازدواج رقابت نکنند و در نتیجه عجله اى نداشته باشند.15

    4ـ به هم خوردن توازن دختر و پسر در روستاها

    طبق آمارها، به علت مهاجرت پسران روستایى به شهرها براى جستجوى کار، جمعیت دختران روستایى آماده ازدواج دو برابرِ گذشته است.

    ب) عوامل اقتصادى

    یکى از عمده ترین دلایل تأخیر ازدواج از نظر جوانان، عوامل اقتصادى است. در یک گفتگوى ساده و خودمانى با جوانان، خصوصاً پسران، مى توان به آسانى فهمید که علت نداشتن تمایل به ازدواج در اکثر آن ها برخوردار نبودن از شغل، مسکن و تهیه لوازم و ضروریات زندگى و جشن ازدواج است. در این بین خانواده هاى دختران هم مشکل تهیه جهیزیه را سد بزرگى براى ازدواج دخترانشان مى دانند، خصوصاً خانواده هایى که چند دختر با فاصله هاى سنى کم، دارند.

    بنابراین عدم توان اقتصادى کافى، انگیزه ازدواج جوانان را پایین مى آورد و اجازه نمى دهد آنان در سن پایین ازدواج کنند. اما گاهى داشتن شغل مانع ازدواج مى شود و آن در صورتى است که دختران شاغل شوند. بسیارى از دخترانى که شغلى براى خود دست و پا مى کنند و مشغول به کار مى شوند، رغبت خود را نسبت به ازدواج از دست مى دهند. دلایلى که باعث کاهش میل آن ها به ازدواج مى شود عبارت است از:

    1ـ دختران وقتى شاغل مى شوند، توان اقتصادى شان بالا مى رود و به استقلال اقتصادى مى رسند. از آنجایى که یکى از انگیزه هاى دختران براى ازدواج، نیاز اقتصادى است و از مجرد ماندن خود احساس سربار خانواده بودن دارند، با رسیدن به استقلال اقتصادى این انگیزه در آن ها از بین مى رود و در نتیجه بسیارى از آنان رغبت چندانى به ازدواج ندارند. بنابراین دخترانى که به ازدواج به عنوان یک تکیه گاه اقتصادى نگاه مى کنند، اگر با به دست آوردن شغل به منبع اقتصادى خوبى برسند، دلیلى براى ازدواج ندارند و تا مجبور نشوند، ازدواج نمى کنند. چنانکه وجود این عامل در زنان بیوه نیز بزرگ ترین مانع را براى تن دادن آن ها به ازدواج مجدد ایجاد مى کند.

    2ـ داشتن شغل از این جهت که هم منبع اقتصادى است و هم سرگرمى خوبى است که مى تواند در انسان نشاط و شادى به وجود آورد، جایگاه خاصى در بین دختران دارد. گاهى علاقه به شغل در دختران چنان زیاد مى شود که به خاطر ترس از از دست دادن آن، ازدواج نمى کنند و خواستگاران را به بهانه هاى مختلف رد مى کنند. بنابراین شاغل شدن دختران یکى دیگر از انگیزه هاى ازدواج آنان که رها شدن از تنهایى و انس گرفتن به همسر است را ضعیف مى کند و جانشین مناسبى براى ازدواج، نزد آن ها محسوب مى شود.

    3ـ دخترى که شاغل است، معمولاً خواستگاران بیشترى نسبت به سایر دختران دارد. به همین خاطر از تأخیر انداختن ازدواج واهمه اى ندارد، زیرا شانس خود را براى ازدواج، حتى اگر سن او هم افزایش پیدا کند، زیاد مى بیند.

    بنابراین شاغل شدن دختر (بر عکس شاغل شدن پسر که سبب زیاد شدن انگیزه به ازدواج است) انگیزه او را نسبت به ازدواج کاهش مى دهد. این عامل امروزه در کشورهاى غربى تأثیر چشمگیرى در کاهش رغبت دختران به ازدواج داشته و حتى بسیارى از دختران و زنان غربى به خاطر همین عامل، تا آخر عمر مجرد مى مانند که خود مى تواند سبب به وجود آمدن بسیارى از مشکلات اجتماعى و اخلاقى شود. در کشور ما نیز تأثیر شغل دختران در تأخیر ازدواج، گرچه مانند جوامع غربى نیست، ولى کمابیش دیده مى شود و خطر گسترده تر شدن آن، وجود دارد.

    ج) عوامل فرهنگى

    گرچه کشور ما از فرهنگ غنى و کامل اسلامى برخوردار است، ولى به دلایلى چون نفوذ فرهنگ بیگانه و مانند آن، این فرهنگ کم رنگ شده و سفارش هاى اکید اسلام به تعجیل در ازدواج و کراهت از تأخیر آن، تا حدودى بین جوانان به فراموشى سپرده شده است. جوان ایرانى که در گذشته مهم ترین برنامه او در اولین فرصت ازدواج و تشکیل زندگى بود، امروزه دیگر چنین عقیده اى ندارد و حتى برخى زمان ازدواج را مخصوص میان سالى مى دانند، و این احتمال وجود دارد که این فرهنگ مخرّب، گسترده و فراگیر شود.

    به هر حال عوامل فرهنگى را مى توان از سه جهت در تأخیر ازدواج مؤثر دانست:

    1ـ منسوخ شدن ارزش هاى معنوى

    منسوخ شدن ارزش هاى معنوى و جایگزین شدن ارزش هاى مادى، سبب شده بسیارى از جوانان به همه چیز، از جمله ازدواج ،رنگ و لعاب مادى بدهند و به جاى این که کسب فضایل انسانى را هدف خود قرار دهند و ازدواج را عاملى براى نزدیک تر شدن به خدا و کامل شدن ایمان بدانند، در جمع مال دنیا و نمایاندن ظواهر فریبنده زندگى مادى، مسابقه بگذارند. این طرز تفکر همه چیز از جمله ازدواج را تحت تأثیر قرار مى دهد. اما جوانى که دغدغه اصلى اش حفظ و کامل شدن ایمانش است، چون ازدواج را ایجاد کننده نیمى از ایمان مى داند، تمام امکانات خود را براى به دست آوردن آن بسیج مى کند.

    2ـ آرمان گرا بودن جوانان

    بعضى از جوانان امروزى، به علت خامى و نپختگى که هیچ تناسبى با زندگى پیچیده کنونى ندارد و نیز به علت عدم اعتماد به تجربه هاى والدین و قدیمى دانستن آن ها، از واقعیت هاى زندگى بى اطلاع مانده اند و در نتیجه نمى توانند درباره موضوعى چون ازدواج، واقع گرا باشند، بلکه آرمانى فکر مى کنند و در عالم خیال پرواز مى کنند. این طرز تفکر، یکى از دو پیامد منفى زیر را دارد: یا ازدواج نمى کنند و منتظر همسرى آرمانى هستند و یا ازدواجشان مبتنى بر احساسات است که نتیجه آن شکست و سرخورده شدن از ازدواج است.

    عوامل و راهبرهاى کاهش سن ازدواج

    براى مبارزه با معضل اجتماعى افزایش سن ازدواج، راه حل هاى زیادى وجود دارد که کمابیش از گذشته مطرح بوده و فراروى مسئولان و متصدیان کشور قرار داشته است. به نظر مى رسد دیگر زمان دادن راه حل تمام شده و باید در مسیر عملى ساختن این راه حل ها قدم برداشت. تنها راه رهایى از این مشکل آن است که ملت و دولت دست به دست هم دهند و با برنامه ریزى هاى کلان فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى، براى رفع این مشکل بزرگ تلاش کنند. شاید نقطه آغازین و در عین حال بسیار مهم حل مشکل این باشد که ابتدا سعى کنیم تفکر و شناخت جوانان را عوض کنیم و آنان را از مادى گرایى و سطحى نگرى، به معنویت و توجه به خدا و دین باورى، سوق دهیم. حال با توجه به عوامل افزایش سن ازدواج که در ابتداى مقاله بررسى شد، راهبردها و عوامل کاهش سن ازدواج را در همان غالب مطرح مى کنیم:

    الف) راهبردهاى فرهنگى

    همان طور که گفتیم، تغییر نگرش ها و شناخت هاى افراد، کمک زیادى به تغییر رفتار آنان مى کند، و هر تغییرى بدون داشتن زیرساخت هاى فکرى محکم، دوامى نخواهد داشت. وظیفه مهم که از کارهاى عمده در این حوزه است، بر عهده متصدیان امور فرهنگى مثل حوزه، دانشگاه، صدا و سیما، مطبوعات، هنر و مانند آن است که باید در این راستا برنامه ریزى جدى داشته باشند. کارهایى که مى توان در راستاى این هدف انجام داد، از قرار زیر است:

    1ـ ارزش دانستن تأهل

    اگر تأهل و همسر داشتن به عنوان ارزش، و تجرد و مجرد ماندن، ضدارزش تلقى شود، همان طور که در روایات اهل بیت آمده،16 کمک زیادى به تغییر نگرش افراد نسبت به سن ازدواج مى شود.

    2ـ درجه بندى ملاک هاى انتخاب همسر

    در فرهنگ دینى مهم ترین ملاک براى انتخاب همسر، ایمان و اخلاق است.17 و ملاک هاى دیگر از اهمیت کم ترى برخوردار است. این در حالى است که در جامعه کنونى ما ملاک هایى چون مدرک، ثروت، پست و مقام و به طور کلى مظاهر مادى بیشترین اهمیت را دارد. به همین خاطر تمام تلاش جوانان این است که از هر راهى، امتیازات فوق را به دست آورند و از این طریق به مقبولیت اجتماعى کافى برسند. اما از آنجا که رسیدن به این ملاک ها زمان زیادى مى طلبد، به ناچار از ازدواج در ابتداى جوانى محروم مى شوند و به این طریق سن ازدواج افزایش مى یابد. اگر مسئولین فرهنگى کشور، ارزش هاى واقعى را که ایمان و اخلاق در صدر آن است ترویج کنند، نه تنها سن ازدواج کاهش پیدا مى کند، بلکه بسیارى از مشکلات دیگر نیز حل خواهد شد.

    3ـ گسترش فرهنگ حجاب

    در جامعه اى که فرهنگ حجاب حاکم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازین شرعى باشد و از اختلاط هاى مضر و فسادانگیز بین پسر و دختر جلوگیرى شود، زمینه اى براى ارضاء نامشروع نیازهاى جنسى یافت نمى شود و در نتیجه تمتعات جنسى منحصر به خانواده و ازدواج مى شود. همین امر باعث مى شود احساس نیاز به ازدواج در جوانان افزایش یابد و آنان زودتر ازدواج کنند. اگر فرهنگ حجاب کم رنگ شود و پسران و دختران محدودیت زیادى در ارتباط با یکدیگر نداشته باشند، انگیزه آنان براى ازدواج کاهش مى یابد و در نتیجه سن ازدواج بالا مى رود، هم چنان که یکى از علل فرار جوانان غرب از ازدواج همین موضوع است، زیرا ازدواج را مانع آزادى بى حد و حصر خود مى بینند.

    4ـ گسترش فرهنگ قناعت و ساده زیستى

    اگر در جامعه، ساده زیستى و استفاده از حداقل امکانات مادى ارزش شود و یا حداقل این که ضدارزش نباشد، سن ازدواج کاهش پیدا مى کند؛ اما اگر داشتن خانه و اتومبیل مدل بالا و امکانات مادى، ارزش شود و چشم و هم چشمى هاى زیان آور گسترش یابد، جوان امروزى ما ناچار است در پى تهیه آن وسایل باشد و تا آن را تهیه نکرده ازدواج نکند. در نتیجه از داشتن خانواده در سن جوانى، محروم مى ماند.

    5 ـ ازدواج در خلال تحصیل

    همان طور که گفتیم یکى از عوامل افزایش پیدا کردن سن ازدواج، تحصیل است. اگر طورى برنامه ریزى شود که دانشجویان قادر باشند در خلال تحصیل، ازدواج کنند، سن ازدواج در بین این قشر که مهم ترین و حساس ترین بخش جامعه هستند، کاهش پیدا مى کند.

    این امر مشروط بر این است که خانواده ها اولاً اهمیت موضوع را درک کنند و متوجه این موضوع باشند که چه خطرهاى بزرگى فرزندان دانشجوى آن ها را تهدید مى کند و چه مشکلات روحى و روانى زیادى در اثر تاخیر ازدواج براى آنان به وجود مى آید و ثانیاً با برنامه ریزى دقیق و با هماهنگى و کمک دانشگاه و دیگر نهادهاى مربوطه، ترتیباتى بدهند که دانشجویان با حداقل امکانات بتوانند ازدواج کنند و در عین حال تحصیل خود را نیز ادامه دهند. جوان دانشجوى ما اگر امکان ازدواج داشته باشد، حتى به صورت ماندن در دوران عقد و نامزدى قبل از عروسى، هم از برکات مادى و معنوى ازدواج محروم نشده و هم با انگیزه بیشترى تحصیل را دنبال مى کند. دانشجو اگر احساس کند آینده روشنى دارد و مى تواند مسئولیت زندگى را که با ازدواج بر عهده او گذاشته مى شود بر دوش بکشد، کم تر به دنبال فعالیت ها و برنامه هاى غیردرسى و حتى ضددرسى مى رود و بلکه تمام سعى و همت خود را صرف بهتر کردن زندگى و بالاتر بردن سطح آن مى کند.

    ب) راهبرهاى اقتصادى

    همان طور که گفتیم عوامل اقتصادى از عمده ترین دلایلى است که جوانان براى تأخیر ازدواج خود مطرح مى کنند. براى این که این عامل مهم را کاهش دهیم باید در دو جهت برنامه ریزى کنیم: 1ـ هزینه ها را حتى الامکان کاهش بدهیم. 2ـ منابع اقتصادى و تولید ثروت را براى جوانان فراهم کنیم. بنابراین راهبردهاى زیر مى تواند ما را در عملى ساختن دو هدف فوق یارى دهد:

    1ـ کاستن از هزینه هاى اضافى

    بسیارى از هزینه هایى که در زندگى مى شود، اعم از هزینه هاى جشن عقد و عروسى، یا تهیه جهیزیه، مسکن و سایر لوازم زندگى، ضرورت زیادى ندارد و امکان حذف یا کاهش آن وجود دارد. اگر پسر و دختر و خانواده هایشان تصمیم بگیرند تمام هزینه هاى غیرضرورى را حذف کنند و به حداقل امکانات اکتفا کنند، امکان ازدواج براى اکثر جوانان ما عملى مى شود. این که جوانان ما یا خانواده هایشان این تصور و ایده را داشته باشند که در ابتداى زندگى باید از همه یا اکثر امکانات مادى برخوردار باشند و در برگزارى مراسم عقد و عروسى، هزینه هاى سنگینى بر یکدیگر تحمیل کنند، نتیجه اى جز فرار جوانان از ازدواج نخواهد داشت.

    2ـ همیارى در هزینه هاى ازدواج

    همان طور که خداوند همه مردم جامعه را به یارى جوانان براى ازدواج و تشکیل زندگى دعوت مى کند، همه افراد، خصوصاً افراد متمول، وظیفه دارند در این امر خیر شرکت کنند. همچنین اگر ترتیبى داده شود که افراد نزدیک به خانواده پسر و دختر، به صورت یک رسم و عادت نیکو، قسمتى از هزینه هاى ازدواج را بر عهده گیرند، کمک بزرگى به تحقق این هدف مى شود. این پیشنهاد گرچه ظاهر ساده اى دارد، ولى در عمل تأثیر شگفت انگیزى در هموار ساختن مسیر ازدواج جوانان دارد و چون این مشکل عمومیت دارد، و هر کسى خود را محتاج کمک مى بیند، همه مردم در این امر خیر شرکت خواهند کرد.

    3ـ پرداخت وام هاى قرض الحسنه براى ازدواج

    قرض الحسنه که یکى از سنت هاى خوب و گره گشاى اسلامى است و در آیات فراوانى از قرآن به آن تشویق و تأکید شده18، تاثیر فوق العاده اى در حل مشکلات اقتصادى جامعه دارد. اگر این سنت حسنه که امروز در گوشه و کنار جامعه تحت عنوان «وام ازدواج» وجود دارد، گسترش یابد و به این طریق وام هاى طولانى مدت و کم بهره به جوانان براى ازدواج و تهیه وسایل زندگى داده شود، چنانکه از برنامه هاى مهم دولت جدید شمرده شده است، کمک زیادى به ازدواج جوانان و در نتیجه کاهش سن ازدواج، خواهد شد.

    4ـ ایجاد شغل هاى پاره وقت در دوران تحصیل و مانند آن

    امروز دغدغه اصلى جوانان و به ویژه دانش جویان، اشتغال است. متاسفانه آموزش و پرورش و آموزش عالى ما طورى برنامه ریزى نکرده که همه فارغ التحصیلان خود را به ابزار و فنون شغلى مجهز کند. همان طور که نیروى نظامى نتوانسته براى سربازان وظیفه که خیل عظیمى از جوانان کشورند، در این زمینه کارى کند و حداقل هر یک از آنان را در مدت سربازى به فن یا صنعتى مجهز کند. البته کارهایى در تحقق این هدف انجام شده، ولى اصلاً کافى نیست. فى المثل اگر دانشجوى جوان ما، بتواند در خلال تحصیل، شغل مناسبى داشته باشد، مى تواند بسیارى از هزینه هاى زندگى خود را تأمین کند. لازمه این کار این است که آموزش هاى کاردانى و کاربردى در طول تحصیل گسترش یابد و تعداد واحدهاى نظرى کاهش پیدا کند.

    5ـ تشویق به زندگى در کنار خانواده یکى از زوجین

    در زمان هاى گذشته اکثر جوانان، ابتداى زندگى خود را در کنار والدینشان آغاز مى کردند و به مرور زمان سعى مى کردند با پس انداز و امثال آن، از پدر و مادر خود مستقل شوند، اگر بتوان این فرهنگ را دوباره زنده کرد و جوانان و خانواده هایشان را به پذیرش این امر تشویق کرد، کمک زیادى به حل مشکل ازدواج مى شود.

    ج) راهبردهاى اجتماعى

    از آنجا که اجتماع و جامعه، مجموعه اى متشکل از واحدهاى کوچک ترِ خانواده است، بهترین جایگاه کمک به ایجاد خانواده و فراهم ساختن ازدواج جوانان، خود جامعه است. از این رو براى حل مشکل ازدواج جوانان و جلوگیرى از افزایش سن ازدواج، چاره اى جز همکارى و همیارى همه افراد و آحاد جامعه، وجود ندارد. راهبردهاى اجتماعى که مى توان در این زمینه ارائه دارد، از قرار زیر است:

    1ـ فراهم کردن شرایط ازدواج آسان

    دولتمردان و متصدیان اجتماع وظیفه دارند برنامه دقیقى براى حل این مشکل ارائه دهند. همچنین با تشویق مردم، خصوصاً افراد متمول، جوانان را در این امر یارى دهند. مسلماً اگر دولت و مسئولان امر قدمى در این راه بگذارند، همه مردم به کمک آن ها مى شتابند، زیرا این یک مشکل همگانى است و همه افراد به گونه اى با آن درگیر هستند.

    2ـ گسترش مراکز مشاوره ازدواج

    یکى از دلایلى که جوانان را از ازدواج دور کرده است، نداشتن اطلاعات صحیح از ازدواج و وجود بدبینى هاى بى مورد است. بسیارى از جوانان نسبت به اصل ضرورت ازدواج بى اطلاعند و برخى هم از افکار ناصحیح و خرافى در این مورد رنج مى برند. وجود مراکز مشاوره ازدواج، کمک شایانى به جوانان مى کند و دغدغه هاى بى مورد آنان را برطرف مى سازد.

    3ـ کنترل مهاجرت روستاییان به شهرها

    از بین تمام خسارت ها و ضررهایى که در مهاجرت روستاییان به شهر وجود دارد، مشکل افزایش سن ازدواج، جایگاه ویژه اى دارد. اگر بتوان با افزایش امکانات زندگى در روستاها و ایجاد اشتغال براى آنان، از مهاجرت آن ها جلوگیرى کرد و آنان را به ماندن در روستا و تولید محصولات کشاورزى و دامى و امثال آن تشویق نمود، علاوه بر حل بسیارى از مشکلات اجتماعى، از افزایش سن ازدواج نیز جلوگیرى خواهد شد.

    4ـ جلوگیرى از بى بند وبارى و ابتذال و فساد اخلاقى

    یکى از راه هاى پیشرفت در جامعه ما اجراى قانونى اساسى و جلوگیرى از متخلفین و برهم زنندگان نظم و قانون است. اگر از فساد و ابتذال، خصوصاً در حوزه اخلاق و مسائل جنسى جلوگیرى نشود و با افراد متخلف برخورد جدى صورت نگیرد و در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگى دشمن، سیاست تسامح و تساهل اجرا شود، جامعه چنان دچار آشفتگى مى شود که اولین ضرر آن متوجه نهاد مقدس خانواده مى شود و جایگاه آن را تضعیف مى کند. امروز کم نیستند جوانان پاک و مؤمنى که شریک زندگى مناسبى براى خود نمى یابند. تأثیر مخرب گسترش فساد و فحشا و ابتذال و مخصوصاً مواد مخدر بر تزلزل کانون خانواده و بدبینى جوانان به ازدواج، بر کسى پوشیده نیست. اگر متصدیان اجتماع براى مبارزه با مفاسد اخلاقى کمر همت ببندند و این دام هاى خطرناک را از جلوى جوانان بردارند، برکات زیادى نصیب جامعه خواهند کرد که یکى از آن ها هموار شدن راه ازدواج جوانان است.

    به امید آن که با همت تمام نیروها و ملت و دولت، به زودى شاهد آن باشیم که جوانان عزیزمان، این سرمایه هاى بى نظیر کشور، در امر ازدواج مشکلى نداشته باشند و با نشاط و انگیزه و امید، آینده اى روشن و موفق براى خود و دیگران بنا کنند.

    منابع:

    1ـ روم/ 21.

    2ـ بحارالانوار، ج 10، ص 93.

    3ـ محجة البیضاء، ج 3، ص 54 .

    4ـ بحارالانوار، ج 100، ص 221.

    5 ـ میزان الحکمه، ج 4، باب 1634.

    6 ـ بحارالانوار، ج 100، ص 217.

    7ـ نورالثقلین، ج 3، ص 597 .

    8 ـ کنزالعمال، ج 16، حدیث 44448.

    9ـ بحارالانوار، ج 16، ص 223.

    10ـ روزنامه جوان، تاریخ28/7/81 .

    11ـ روزنامه کیهان، تاریخ 17 تا19/4/80 .

    12ـ ر.ک: ایمانى، محسن، مجله اصلاح و تربیت، شماره 63 .

    13ـ نور/32.

    14ـ روزنامه کیهان، تاریخ 17 تا 19/4/80 .

    15ـ روزنامه هاى 21 آبان 1382.

    16ـ ر.ک: بحارالانوار، ج 100، ص 218 تا 225.

    17ـ پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) در روایتى فرمود: کسى که از دین و اخلاق خوبى برخوردار است، اگر به خواستگارى دختر شما آمد، به او همسر بدهید، زیرا اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین ایجاد کرده اید. (وسایل الشیعه، ج 20، ص 86).

    18ـ ر.ک: بقره/245، مائده/ 12، حدید/ 11 و 18، تغابن/ 17 و مزمل/ 20.

    پدیدآورنده: عباس رجبى

    سایت http://hawzah.net/





    نوشته شده در تاریخ شنبه 12 تیر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    ۱- انطباق بیش‏تر و بهتر اخلاق و رفتار و تمایلات با همسر به دلیل انعطاف شخصیتى: انطباق خواستها و خلقیات و نبود اختلاف در نحوه رفتار و عمل، سبب پایدارى در زندگى زناشویى است؛ یعنى اگر زن و شوهر بتوانند رفتار خود را بر اساس میل یکدیگر تغییر دهند، ریشه بسیارى از اختلافات از بین مى‏رود و شکى نیست که امکان تغییر در ابتدای جوانی بیش‏تر است؛ چون شخصیتِ تازه جوان، انعطاف‏پذیرتر است و او راحت‏تر مى‏تواند فکر و عمل خود را براساس خواست همسرش تغییر دهد؛ اما هر چه سن بالاتر برود، این قابلیت انعطاف کم‏تر میشود؛

    ۲- امکان یادگیرى بهتر مهارتهاى زندگى و تصحیح افکار و رفتارهاى نادرست: به دلیل حرف‏شنوى بیش‏تر از والدین، امکان یادگیرى مهارتهاى زندگى بیش‏تر است و حل اختلاف بین زوجین بهتر و سریع‏تر انجام مى‏شود؛ اما اگر فرد در سنین بالاتر ازدواج کند اولاً: سخت‏تر تن به یادگیرى مى‏دهد و ثانیاً: در صورت بروز اختلاف، انتقادپذیرى کم‏ترى خواهد داشت؛

    ۳- حفظ حیا: کم‏شدن حیا بر اثر ارتباط با نامحرم مى‏تواند زمینه‏ساز روابط نادرست بعد از ازدواج باشد. با ازدواج زود، حیا و عفت حفظ شده و زمینه روابط نادرست بعد از ازدواج از بین مى‏رود؛

    ۴- زود تر فعلی شدن قوه مسئولیت‏پذیرى و اتکاء به خود با تمرین آن در زندگى؛

    ۵- پیشگیرى از سالها خود ارضایى: یکى از عوامل ناتوانى جنسى و ایجاد مشکلات خانوادگى، خودارضایى است که ممکن است با پایین‏آوردن آستانه انزال، باعث سرعت انزال در زناشویى و در نتیجه ناتوانى جنسى و اختلال در زندگى زناشویى شود که با ازدواج زود خطر آن از بین می­رود؛

    ۶- آرامش روحى و جسمى براى انجام فعالیتهاى علمى و …؛

    ۷- شادابى، زنده‏دلى، دورى از عقده‏هاى جنسى و روحى و افسردگى؛

    ۸- پر شدن اوقات فراغت دختران و پسران با ازدواج و صرفه‏جویى در هزینه‏هاى زیادى که الآن ارگانهاى مربوط براى پر کردن اوقات فراغت آنان هزینه مى‏کنند؛

    ۹- ایجاد فراغت فکر برای تحصیل و کار و تلاش بهتر؛

    ۱۰-به دست آوردن انگیزه براى تلاش و فعالیت بخاطر احساس مسئولیت نسبت به همسر؛

    ۱۱- پیشگیری از گرفتار شدن دل دختران و پسران به عشق خیابانى با ازدواج آنها در ابتدای جوانی و درگیر شدن دل به عشق همسر؛

    ۱۲-خودکفایی و استقلال.

    منبع مطلبhttp://fekrejavan.ir/1649.html





    نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    پروژه آخر الزمان سازی Hollywood

    یادآوری

    روزگاری، یهودیان از نظر كلیسای مسیحی، قاتلان عیسی (ع) شمرده می‌شدند و مثلث شیطانی «یهود، یهودا و شیطان» مورد لعن مسیحیان بود، امّا با نفوذ مزوّرانه و برنامه‌ریزی مدبّرانه یهودیان دنیا‌طلب، در طول قرون 14 _ 16، پروتستانیسم یهودگرا در مسیحیت سر بر آورد3 و در مقابل كلیسای رم قد علم كرد و با همیاری ثروتمندان منتقد یهودی و خوانین و پادشاهان محلی مسیحی قدرت طلب، علیه كلیسا قیام كرد و سپس از دلِ پروتستانیسم، پیوریتانیسم یهودیزه متولّد شد و با توسعه‌ى فرهنگ آنگلوساكسون در انگلستان و سپس آمریكا، تمدنِ اومانیستی معاصر توسط «مسیحیت یهودیزه» رشد و توسعه یافت و نهایتاً لیبرال دموكراسی را قله‌ى آمال خود قرار داد. 4 در دهه دوم قرن بیستم كه قدرت تصویر سینمایی، خود را نمایاند، شش استودیوی یهودی «برادران وارنر»، «مترو گلدن مایر»، «یونیور سال»، «پارامونت»، «كلمبیا» و «فوكس قرن بیستم»، هالیوود را در حومه‌ى شهر لس‌آنجلس شكل دادند. از آن تاریخ تاكنون، سینمای هالیوود، به ابزاری قوی و جهان‌شمول تبدیل شد كه با هدایتِ تهیه‌كنندگان و برنامه‌ریزان یهودی، سوژه‌های مورد نظر خود را انتخاب می‌كرد و آگاهانه آنها را بارور كرده و به فیلم تبدیل می‌كرد و تأثیرات خود را می‌گذاشت.در ایام جنگ جهانی این مثلث عوض شد و «نازیسم، فاشیسم و شیطان» اضلاع سه گانه‌ى آن را ساختند و پروپاگاندای سینمایی علیه حكومت رایش سوّم شكل گرفت.در سال‌های جنگ سرد، مثلث شیطانی باز تعریف شد و «چین، شوروی و شیطان» سه ضلع آن را ساختند و یهود و یهودا از گناه تاریخی خود تبرئه شدند؛ تا این كه روح خدا در كالبد ملّت ایران دمید و به رهبری امام و با پشتوانه‌ى ‌حماسه عاشورا، انقلابی علوی شكل گرفت كه عملاً ایرانیان را چون مردانی آهنین، به صف منتظرانِ موعود، وارد كرد. ناگهان، دیكتاتوری سرمایه كه با به راه انداختن جنگ تصنّعی بین آمریكا و شوروی سودهای كلانی به جیب زده بود و در سینما «جنگ ستارگان» را به راه انداخته بود تا «مجتمع‌های صنعتی _ نظامی» صهیونیستی حداكثر سود را داشته باشند، از خوابِ خود خواسته پرید و دوباره تعریفی جدید از مثلث شیطانی ارائه داد؛ «روسیه، مسلمانان و شیطان». در سینما هم آثاری چون «مردی كه فردا را دید»5 پدید آمد كه براساس پیشگویی‌های نوستر آداموس توسط یهودیانی چون «اورسون ولز» دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1981) ساخته شد كه در آن به همكاری هسته‌ای مسلمانان و روس‌ها و ظهورِ دجّال در بین مسلمین پرداخته بود.

    با فروپاشی بلوك شرق، خطر كمونیسم در سینما كمتر مورد اشاره قرار می‌گرفت و این بار حتی مثلث تبدیل به دو ضلعی (؟!) شده بود و یك خط شیطانی در طول تاریخ رسم می‌شد كه در لباس جدیدی، تمدن غرب را نشانه گرفته است؛ شیطانِ باستانی در قالبِ اسلام، خود را ظاهر كرده بود و با فریبِ مسلمانان، زمینه‌ى سقوط بشریتِ (بخوانید غرب) را فراهم كرده بود. در سناریوی جدید، مسلمین، یاران شیطان بودند كه از زیر خاكستر قرون برآمده بودند و هم چون «گودزیلا» حیات انسانی را تهدید می‌كردند و فقط دایناسورهایی بزرگتر از خودشان چون «یونگاری»6 حریف آن‌ها می‌شدند و چون «بیگانه»‌ای بودند كه اگر خونش را هم می‌ریختی، سرخی خونش هم اثرات مخرّب خود را برای تمدن اومانیستی غرب با محوریت آمریكا داشت7 و باعث ویرانی و فساد می‌شد؛ لذا ظهور «بیگانه»ها و «وحشی»ها را همسانِ پایان یافتنِ زمانه‌ى انسان به تصویر كشیدند. دیگر این «جنگ دنیاها» آن چنان وسیع شده بود كه دامنه‌ى گسترده‌اش، آن را به خطری برای همه‌ى بشر تبدیل می‌كرد و پایان دوران را در صورتِ تسلطِ شیاطین مخرب، برای بشر به ارمغان می‌آورد؛ پس هالیوود در دشمن‌سازی‌اش، نیاز داشت اوضاع را آخرالزمانی به تصویر كشد و عطش نیاز به منجی را چند برابر كند و منجیان و اَبَرقهرمانان خود را به رُخ عالمیان كشد. این چنین بود كه آخرالزمان و موعود و منجی برای اربابان سینما، موضوعیتی دو چندان یافت.

    با نزدیك شدن سال 1999 و 2000 و عطش هزاره گرایی8 در بین فرقه‌های مختلف مسیحی و یهودی، منجی‌گرایی نیز رشد یافت و با سیلی از ظهور قهرمانان قدیمی و جدید در هالیوود روبه‌رو بودیم.9 از طرفی با افول كمونیسم، كارخانه‌داران تسلیحات _ كه غالباً صهیونیست هستند _ به فكر افتادند كه بازاریابی سینمایی خود را باز هم تداوم بخشند و در دورانی كه غربیان به شدت از مدرنیسم و ماشینیسم و مكاتب بشر ساخته خسته شده‌اند، دشمنی قوی اسلام را با غرب هر چه افزون‌تر به تصویر كشند و با نزدیك‌نمایی دورانی كه شیاطین مسلمان (!) بر جهان مسلّط شده‌اند، آخرالزمان خاص خود را خلق كنند، آخرالزمانی كه اگر تجهیزاتِ مدرن و تسلیحات فوق پیشرفته‌ى آمریكایی نباشد، شیطان بر اوضاع مسلط می‌شود. همه‌ى این عوامل در كنار پیشرفت‌های ایرانِ شیعی و نفوذ تفكرات نابِ اسلامی در جهان، باعث شد كه بحث آخرالزمان و مسیحی و حكومتِ پایانِ روزگار در سینمای غرب و سرآمد آن یعنی هالیوود، اصالت پیدا كند و در فاصله ده ساله 1995 تا 2005 از 22 فیلم پرفروش جهان، 19 مورد به نحوی به این موضوع بپردازند. 10 آثار شاخص و تأثیرگذاری چون: ماتریكس، هری پاتر، ارباب حلقه‌ها، پسر جهنمی، ترمیناتور، اُمِگاكد 2 (مگیدو) و .... .

    اكنون كه پروژه‌ى جهانی‌سازی تفكرات صهیونیستی یا همان اسطوره‌های صهیون‌مآب در دستور كار سازمان‌های فرهنگی، تبلیغی، سیاسی غرب خصوصاً آمریكا قرار گرفته است.

    انواع آخرالزمان در سینما

    از جهات مختلفی می‌توان انواعی برای پایان دوران در سینمای مرسوم غرب متصور شد. در یك تقسیم‌بندی می‌توان به این اقسامِ تصویر كردن آخرالزمان در سینما برسیم: 11

    1. آخرالزمان دینی كه در آن پیش‌گویی‌های كتاب مقدس (با محوریت تورات) به تصویر درمی‌آیند. حتی انجیل هم با نگاه به تورات تصویر می‌شود.

    2. آخرالزمان تكنولوژیك كه حدیث چالش وسیع انسان و مصنوعات اوست كه بر او برتری یافته‌اند؛ چه از نوع ماشین‌های قوی یا موجودات زنده‌ای كه با مهندسی ژنتیك تغییر كرده‌اند.

    3. آخرالزمان علمی _ تخیلی كه در آن جدال گسترده‌ای بین انسان و موجودات فرا زمینی یا بیگانه به تصویر درمی‌آید.

    4. آخرالزمان اسطوره‌ای كه موجودات و مفاهیمی از اعماق افسانه‌ها و اساطیر به امروز می‌آیند و شرایط سخت آخرالزمان را برای بشر ایجاد می‌كنند.

    5. آخرالزمان طبیعی كه بشر با انواع و اقسام بلایا و مصیبت‌های طبیعی مثل سیل‌ها و زلزله‌های شدید، امراض فراگیر، آتشفشان‌های بی‌رحم، شهاب‌سنگ‌های بزرگ و حشرات و حیوانات عجیب و غریب علیه سلطه‌ى افراطی بشر می‌شورند و بشر در نبرد با این بلایا به شرایط صعبی می‌رسد كه اگر تلاش نكند و در مقابل این‌ها مقاومت نكند، آخرین نفس‌های حیات خود را می‌زند و به پایان جهان می‌رسد.

    6. آخرالزمان متافیزیكی _ جادویی كه ساحران و جادوگران و رمالان امروزی یا دیروزی، برای به دست آوردن قدرت، عرصه را بر آدمی تنگ كرده و اوضاع را به سمت وحشت و هراس واپسین روزهای حیات بشری پیش می‌برند.

    در هر كدام از این انواع، فیلم‌های زیادی ساخته شده است كه در تمام آن‌ها، نجات‌بخشِ كره‌ى زمین باید از نژاد یهودی یا آنگلوساكسون باشد و اگر منجی یا منجیان غربی نباشند، همه‌ى افراد بشر در خطر نابودی یا بردگی همیشگی شیطان هستند.

    در یك تقسیم‌بندی دیگر، می‌توان دو نوع كلی از آخرالزمان را در آثار سینمایی برشمرد:

    1. آخرالزمان دینی: كه در آن عناصری چون مسیح یا مشیا (ماشیحا)، خدا، فرشتگان و سایر عناصر مسیحی _ یهودی، یاریگر انسان در برابر هیولا یا وحش یا مار یا شیطان یا اژدها هستند و بحث هزاره‌گرایی و دریاچه‌ى آتش و زندان هزار ساله و تخت پادشاهی و حق و باطل و ایمان و كفر مطرح است. البته به دلیل نفوذ بسیار بالای یهودیان و صهیونیست‌ها در هالیوود، طبیعتاً محور این قبیل آثار، پیش‌گویی‌های تورات خصوصاً كتاب‌های دانیال نبی و اشعیا و حزقیال می‌باشد و در مواردی هم كه طبق پیش‌گویی‌های انجیل در كتاب مكاشفات یوحنا، مواردی مطرح شده، با قرائت‌های مسیحیت صهیونیستی و با تفاسیر یهودیزه از مسیحیت طرف هستیم. در چنین آثاری، بشر در آخرین لحظه‌های غربت و تنهایی جبری و تقدیرِی‌اش در برابر سپاهیان شرارت و شیطان، مورد حمایت یك نیروی معنوی قدرتمند مسیحیایی قرار می‌گیرد. بهترین نمونه از این دست آثار، فیلمِ اُمگاكد 2 (مگیدو) 12 است كه ساخته شبكه TBN  و صهیونیست‌های مسیحی است.

    2. آخرالزمان غیر دینی: در این نوع تصویر آخرالزمان، كمتر نامی از خدا و مسیح و (ماشیحا) برده می شود و بشر به تنهایی با اراده‌ى قوی خود، جبر و تقدیر را می‌شكند و به تنهایی با تكیه بر تكنولوژی و عقلِ خود بر دشمنِ شریرش فائق آمده و برتری انسان بر همه چیز و اومانیسم افراطی را به وضوح به تصویر می‌كشد. در این قبیل آثار به جای قدرت الهی، در برخی موارد قدرت عشق مطرح می‌شود كه قهرمان داستان با عشق خالصانه و صد در صد زمینی به ستاره‌ى مؤنّث فیلم، جهان را از شرّ شیاطین می‌رهاند؛ مانند فیلم «پسر جهنمی»13 و «ماتریكس»14 و در برخی موارد نوع‌دوستی و یا ملی‌گرایی یا قوم‌گرایی یا میراث اجدادی یا خانواده یا سرزمین، بت‌هایی می‌شوند كه قهرمان به خاطر آن‌ها در مقابل ضد قهرمان ایستادگی و مقاومت می‌كند؛ مانند فیلم «هری پاتر»15 كه خانواده و حفظ میراث اجدادی و سرزمین‌ هاگوارتز در آن اصالت دارد.

    نكته‌ى مهم این است كه اساطیر صهیونیستی هم در نوع دینی و هم در نوع غیر دینی به شدّت یافت می‌شوند. انواعی از آخرالزمان غیر دینی آن چنان انحرافی و عجیب هستند كه بعضاً ضد دینی می‌شوند؛ مانند قسمت چهارم «طالع نحس»16 كه در آن شیطان تمام موانع پیش روی خود را برمی‌دارد و دخترك مورد حمایت خود و برادر كوچك‌ترش «الكساندر» را محافظت می‌كند تا بتوانند حلقه‌ى شیطان پرستان را تشكیل و گسترش دهند. دختركی كه به شدّت از علائم مسیحی و كلیسا و كشیش و هر نوع متافیزیكی متنفّر است. قابل ذكر است كه پس از ساخته شدن قسمت اول طالع نحس، اسرائیل نقش مهمی در تولید قسمت‌های بعدی این فیلم ایفا كرد. 17

    برخی منتقدین مسیحی، «هری پاتر» را هم در این راستا ارزیابی كردند و شیوع خرافه و جادو و كارهای خلافی چون دزدی، پنهان‌كاری، جادوگری و قانون‌شكنی توسط قهرمان داستان را علیه مسیحیت ارزیابی كردند. نكته قابل توجه این است كه در هالیوود ضد دینی، فیلم همیشه ضد مسیحی است و فیلم ضد یهودی واقعی در هالیوود هرگز ساخته نمی‌شود. 18

    مبانی و پیش‌زمینه‌های آثار آخرالزمانی سینمای غرب

    پرداختن به این بحث در سیاست‌های استعماری غرب نوین، قبل از اختراع سینما هم سابقه دیرینه‌ای داشته است. برخی مبانی و پیش‌زمینه‌های این قبیل آثار آخرالزمانی بدین قرار هستند:

    1. كابالیسم (تصوّف یهودی): كابالا تلفظ انگلیسی كلمه‌ى «كباله» عبری است. این كلمه به معنی قدیمی و كهن است و اصطلاحاً به معنای تصوف یهودی به كار می‌رود. پیروان آن، این مكتب را دانش سرّی و پنهان خاخام‌های یهودی می‌خوانند و برای آن پیشینه‌ای تا حدود قرن دوم میلادی قائلند؛ امّا محققان19 شروع آن را به قرن سیزدهم میلادی می‌رسانند كه با «شیطان‌شناسی» و «پیام مسیحایی» قوی خود در جنوب فرانسه، توسط اسحاق كور (1160 _ 1235) پایه‌گذاری شد. این دوران مصادف با سلطنت جیمز اول (1213 _ 1276)‌، شاه آراگون (واقع در شمال اسپانیا) ا‌ست. جیمز از سال 627 هجری (1229م.) به دولت‌های اسلامی اندلس هجوم برد و موجی از جنگ‌های صلیبی را علیه اسپانیای اسلامی راه انداخت. همچنین همین ایام بود كه جنگ صلیبی پنجم در شرق اروپا با جهان اسلام انجام می‌شد و سلطنت عباسی بغداد به وسیله‌ى ‌بودائیان هم پیمان هلاكوخان مغول (656 ق / 1285 م.) در هم شكست و دولت مقتدر ممالیك ترك در مصر ایجاد شد و به اصلی‌ترین رقیب زرسالاران یهودی و صلیبیون مسیحی اروپا تبدیل شد. 20 زرسالاران یهودی در این ایام احساس كردند كه به یك حركت و شور مسیحایی قوی نیاز دارند تا توده‌های مسیحی و خواص یهودی را با خود همراه كنند. ایجاد كابالیسم در همین ایام، برای انداختن شور آخرالزمانی گسترده‌ای بین عوام اروپا برای مقابله با مسلمانان بود و از طرفی با اتحاد راهبردی بودائیان مغول و یهودیان و صلیبیون اروپا، فشار بر دولت ممالیك مصر و عبّاسیانی كه مركز خود را به قاهره منتقل كرده بودند، بیشتر شد و برای زرسالاران جنگ‌طلب اروپا نیاز بود كه شیطان و یاران او را در میان مسلمانان جستجو كنند تا مردم اروپا علیه مسلمانان بسیج شوند و در جنگ‌های صلیبی باقیمانده، از جنگ‌طلبان حمایت كنند.21 در كابالیسم، همان اسطوره سیاسی یهودی «پادشاهی خاندان داوودی» در آخرالزمان، جنبه‌ای ملكوتی و رازآمیز عرفانی می‌گیرد و در قالبی جدید چنین طرح می‌شود كه نخستین تجلّی نور در كوه طور بر موسی (ع) بود و سپس داوود (ع) نماد نور الهی و عامل آن در دنیای زمینی بدل می‌شود و «شخینا»، تجلی روحانی داوود (ع) به حامل آن نور الهی در دنیای ماوراء زمینی مبدل می‌گردد. این نور در بین یهودیان می‌ماند تا در زمان آخر در سرزمین موعود بر مسیح از نسل داوود (ع)، نازل شود و حكومت جهانی یهود تشكیل گردد.22 این مفاهیم كه در بین مسیحیان هم به دلیل آشنایی با نبی داوود مرسوم بود، به زودی جا افتاد و با چاپ متعدد رساله‌های كابالی، تا چند قرن، شور مسیحایی و شعف آخرالزمانی را در بین مسیحیان اروپا هم راه انداخت و باعث انسجام و اتحاد سربازان الیگارشی زرسالار یهودی _ مسیحی اروپا شد. تا این كه در نیمة‌اول قرن 17م. آمستردام به كانون فرهنگی فعال الیگارشی یهودی بدل شد و هم‌پای آن، ترویج آرمان‌های مسیحایی به عنوان ایدئولوژی استعمار زمانه آغاز گشت و همین آرمان‌های آخرالزمانی بهانه‌ى غاصبانِ آمریكا برای رفتن به «سرزمین جدید» و قتل عام سرخ‌پوستان شد.23 تكاپوی تبلیغاتی و انتشاراتی زرسالاری یهودی هلند در آمستردام، تأثیرات جدّی در تكوین اندیشه‌ى استعماری انگلیس نیز بر جای نهاد. 24 مناسك جنسی و جادوگری و سحر و كهانت، بعدها در كلوپ‌های كابالیتی مرسوم شد و حتی اتهام آشامیدن خون توسط یهودیان و پیوند آنها با شیاطین و جادوگران در سده نوزدهم (خصوصاً در روسیه و شرق اروپا‌) به وفور بین مردم شایع شد.25 این آیین منحرف، بعدها در تكوین اندیشه فراماسونری هم نقش بسزایی بازی كرد كه انجمن‌های سرّی ماسونی را در اختیار استعمارگران انگلیسی و آمریكایی قرار داد.26

    اكنون نیز در هالیوود، در سال‌های دهه 1990 و 2000 م. كابالیسم جان تازه‌ای گرفته است و برخی قوانین سنتی كابالیسم را زیر پا گذاشته و با عضویت زنان در این فرقه موافقت شده است تا از طریق بسط آرمان‌های مسیحایی و آخرالزمانی و شیطان‌شناسی صهیونیستی بتواند انسجام بیشتری در مواجهه با روند رو به رشد اسلام انقلابی داشته باشد.

    به نوشته روزنامه دیلی میل، اكنون رهبر یهودی 75 ساله این فرقه «فیوال گروبرگر (فیلیپ برگ)»، از قدرتمندان پشت پرده هالیوود است و با كمك همسر دومّش «كارن»، به طور علنی «مركز آموزش كابالا» را تأسیس نموده و بسیاری از هنرپیشه‌های معروف و عوامل سینمای هالیوود را به خود جذب كرده است و از طریق این مزدبگیران اهداف خود را تعقیب می‌كنند. افرادی چون «مادونا» (كه نام خود را به استر _ ملكه یهودی دربار خشایارشا _ تغییر داده است)، «الیزابت تیلور»، «باربرا استرایسند»، «دیان كیتن»، «دمی مور»، «برتینی اسپیرز»، «وینونا رایدر»، «میك جاگر» و حتی از فوتبالیست‌ها «دیوید بكام»27 و همسرش «ویكتوریا» و ... . فساد و هرزگی و متأسفانه شهرت بالای برخی از افراد شهره‌ى عام و خاص است. مثلاً برتینی اسپیرز در یك مورد، یك ازدواج سه ساعته با یك خواننده دیگر داشت و پس از جدایی طی 24 ساعت طلاق گرفت! و البته همینان الگوی بسیاری از جوانان مورد استحمار زرسالاران كابالیست هستند.

    فرقه‌ى فیلیپ برگ به ادعای خودشان، حدود سه میلیون عضو دارد و ثروت فراوانی دارد. در سال 2002 حدود 23 میلیون دلار داشت، ولی در سال 2003 فقط در لس‌آنجلس 26 میلیون دلار ثروت داشت! اینان روش‌های ظالمانه‌ای برای ثروت‌افزایی دارند؛ مثلاً آب معمولی را به نام «آب كابالا» هر بطری 8 دلار می‌فروشند! یا كتاب اصلی كابالیسم یعنی «ظُهَر» را كه زیر یكصد دلار است، به قیمت 430 دلار می‌فروشند. این اعمال و پیوستن فرد فاسدی چون «مادونا» به این فرقه، باعث موضع‌گیری شدید علمای سنت‌گرای یهودی چون «ربّی یاكوب ایمانوئل» و «خاخام باری ماركوز» و «ربّی اسحاق كدوری» خاخام سرشناس بیت‌المقدس علیه فرقه‌ى او شده است؛ امّا شواهد و دلایل فراوانی بر حمایت همه جانبه‌ى شبكه مقتدر زرسالاران یهودی _ صهیونیست هالیوود، از ترویج كابالا و مناسك جنسی و جادوگرایی و رمزوارگی و آرمان‌های مسیحایی و شیطان‌شناسی مدرن آن در دست می‌باشد. 28

    طیف مروّج كابالیسم و فرقه‌های تابع كابالیسم چون «فرانكیسم» و «دونمه» بسیار وسیع است و شامل ترویج رقص‌های جنسی لمبادا (رقص برّه) كه از مناسك جنسی دونمه‌های تركیه گرفته شده است و توسط مایكل جكسون و سایر مفسدین هالیوود، رواج داده می‌شود تا فیلم‌هایی كه به ارزش جادویی اعداد و حروف مربوط می‌شود (خصوصاً حروف عبری در دایره‌هایی كه نمادهای سنتی كابالیسم می‌باشند). فیلم‌هایی مانند «پی» و «اسرار حروف» به ترویج اهمیت حروف و اعداد عبری می‌پردازند و مقدمه‌سازی می‌كنند تا مخاطب به كابالیسم نزدیك شود و در فیلم پرهزینه و پرمخاطبی چون «هری پاتر» (در قسمت‌های متعددش) به مباحث شیطان‌شناسی و آخرالزمانی و جادوگرایی و سحر و كهانت و سمبل‌های پادشاهی داوودی (شیر غُرّّان ایستاده) 29 كه نماد سبط یهودا می‌باشد، پرداخته می‌شود؛ سبطی كه بر اسباط 12 گانه مسلط شد و یهودیت ماده‌گرا را به وجود آورد. در این فیلم، همچنین با اشاره به  شجاعت و استعداد و برگزیدگی پیشین هری، مطالب مزبور را كاملاً جهت‌دار به اسم یك فیلم فانتزی یا داستان تخیّلی به خورد كودكان معصوم می‌دهند؛30 البته جدای از این بحث‌ها، آثاری كه در هالیوود، تبلیغ زیادی روی آن‌ها می‌شود، به وضوح در ارتباط با اهداف اربابان صهیونیست یهودی و مسیحی هالیوود می‌باشد و به گفته مصطفی عقاد كارگردان فیلم معروف «الرساله»: «در هالیوود همه‌كاره تهیه‌كنندگان و پشتیبانان، صهیونیست‌ هستند... همه چیز حتی سوژه‌ها كنترل می‌شود...» 31

    2. عهد عتیق و تاریخ و عقاید و احكام و اسطوره‌ها و سمبل‌های یهودی، یكی از مهم‌ترین منابع و مبانی فیلم‌های آخرالزمان محسوب می‌شود. در عهد عتیق كتاب «دانیال نبی» و «اشعیا» و پیشگویی‌های انبیای بنی‌اسرائیل، در این باره بسیار اهمیّت دارد. انتخاب نماد مار یا اژدهای بالدار به عنوان شیطان در برخی فیلم‌های آخرالزمانی از این قبیل است و همچنین رسیدن بهشت زمینی و ایجاد پادشاهی مسیح بن داوود از مهم‌ترین آموزه‌های روزگار پایان در عهد عتیق محسوب می‌شود. در فیلم‌های یهودی سمبلیك آخرالزمانی، نماد شیر یا تاج یا قلعه همان «پادشاهی داوودی»‌ می‌باشد كه باید در سرزمین شیر و عسل (همان اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات) تشكیل شود و سپس تسلط بر همه‌ى جهان را برای اعقابِ یعقوب، پدید آورد. توجه به حفظ میراث خانوادگی و سمبل‌های نگهدارنده‌ى آباء و اجداد؛ علی الخصوص سمبل «سپر محافظ دودمانی»32

    (Heraldry / ‍Coat of Arms) و نمادهای جانبی‌اش چون تك شاخ و اسب و گوزن و مهرگیاه و تاج و قلعه و شمعدان هفت شاخه و گرگ و رنگ‌های آبی آسمانی و فیروزه‌ای و قرمز و طلایی كه هر كدام نماد یكی از قبایل 12 گانه بنی‌اسرائیل بود،33 در این قبیل آثار به وفور دیده شده است.

    نژادپرستی و تأكید بر اصالت خون و عالی‌ترین نسب و دودمان نجیب و درجه اول نیز از مشخصات اصلی برخی آثار سینمایی محسوب می‌شود. تأكید بیش از حد روی كلمه‌ى «مادر»‌ و «میراث اجدادی» نیز از دیگر نشانه‌های یهودی بودنِ منشاء اثر می‌باشد، چرا كه نسل و دودمان و الیگارشی دودمانی یهودی كه در خانواده‌هایی چون روچیلد در طی 200 سال متجلّی شده است، در بین یهودیان بسیار اهمیت دارد و در یهودیت است كه یكی از اصلی‌ترین ملاك‌های یهودی بودن، یهودیت مادرِ فرد است تا آن جا كه بسیاری از مفسرین قانون در رژیم غاصب فلسطین، یهودی بودن مادر را دلیل اصلی یهودیت فرد اسرائیلی می‌دانند. اسطوره‌هایی چون: مظلومیت و تنهایی و آوارگی یهودیان و دوری از سرزمین مادری و سپس بروز استعدادها با تكیه بر «یادِ خانواده» و تداوم «ثروتِ دودمانی» و «شرافتِ خانوادگی» برای «شكست شیاطین جن و انس» رسیدن به سروری دیگران و تشكیل «سلطنت آخرالزمانی» در سرزمین وعده داده شده و مقدس؛ در آثار فراوانی از هالیوود مطرح شده اند كه «هری پاتر» و «ارباب حلقه‌ها» و «ماتریكس» و «فرار جوجه‌ای» از آن نمونه‌اند كه همگی این آثار از مهم‌ترین فیلم‌های آخرالزمانی هم محسوب می‌شوند. بحث معاد مادی و رستاخیز مردگانِ خاص (یهودیان) و زندگی آزاد مردگان در بین زندگان و كمك به زنده‌ها برای ایجاد بهشت زمینی نیز از مهم‌ترین عناصر یهودیزه هالیوود هستند كه در بسیاری از فاخرترین فیلم‌ها شاهد آن بوده‌ایم. 34

    به علتِ ابتنای بسیاری از آینده‌نگری‌های آخرالزمانی هالیوود بر به اصطلاح پیشگویی‌های انبیا و مقدسین بنی اسرائیل و انتزاعی و مبهم بودن اكثر آن پیشگویی‌ها و در نتیجه، آزاد بودن راه برای تعدد تفاسیر و تأویلات آخرالزمانی، فیلم‌های گوناگون آخرالزمانی با عناصر تصویری مختلفی ساخته شده‌اند و «اژدهای هفت سر» و «وحش» و مار یا اژدهای قدیم و عناصر شیطانی دیگر به انحای مختلفی تصویر شده‌اند.

    3. مسیحیت صهیونیستی و یهودیزه و عهد جدید و تفاسیر صهیونیستی _ توراتی از آن، نیز از مهم‌ترین منابع و مبانی فیلم‌های آخرالزمانی می‌باشد. آن چه به شدت در این قسم خودنمایی می‌كند، كتاب مكاشفات یوحنا، آخرین سِفر عهد جدید است. اكثر مسیحیان، عهد عتیق را هم معتبر می‌دانند، خصوصاً مسیحیانی، كه به آراء و اندیشه‌های یهودی _ توراتی نزدیكترند؛ مانند پروتستان‌ها و كالوینیست‌ها و پیورتیانها و مسیحیان صهیونیست. به همین دلیل، امروزه تفاسیر توراتی از انجیل و مكاشفات یوحنا مبنای بسیاری از قضاوت‌های آخرالزمانی و هنر و سینمای پایان دوران شده است. شاید برخی از عناصر خاصِ مسیحیت صهیونیستی كه در عهد قدیم (تورات)‌ نیامده است را بتوان به عنوانِ شاخصه‌های اصلی فیلم‌های صهیونیست مسیحی بدانیم؛ گرچه یهودیان هم برای جذبِ مسیحیان و قلوبِ دینی آنان، از این عناصر استفاده می‌كنند. برخی از مهم‌ترین این عناصر را در ادامه می‌آوریم. بر اساس آموزه‌ى نجات در مسیحیت و یهودیت و‌ از نظر مسیحیان صهیونیست، در آخرالزمان، یهودیانی هم كه پس از نبرد آرماگدون باقی می‌مانند، مسیحی می‌شوند و یاور عیسی (ع) خواهند شد؛ ولی از منظر یهودیان، نژاد برتر عبرانیان هستند كه پس از پیروزی مسیح بن داوود بر شیاطین و شروران، بر تمام انسان‌های دیگر كه درجه دوم و سوم و حتی در برخی متون35پست‌تر از حیوانات شمرده شده‌اند، حكومت خواهند كرد.

    صهیونیسم مسیحی درباره مشكلاتی كه در بابل (عراق و سوریه و اردن امروز) پیش می‌آید و حكومت دولت یهودی در فلسطین و ظهور مسیحا در زمانه‌ى ‌واپسین و بلایای آخرالزمانی و ظهور شیطان قدرتمند در آخرالزمان و برخی موارد دیگر با صهیونیسم یهودی اشتراكاتی دارد و اصولاً همین اشتراكات بوده است كه باعث شده مسیحیان، تحت سلطه‌ى تفكرات اسطوره‌ای صهیونیسم قرار بگیرند و فرقه‌ى مسیحیت صهیونیستی به وجود بیاید. فیلم امگاكد 2 (مگیدو) نمونه كاملی از یك فیلم صهیونیست مسیحی است كه شبكه T.B.N كه در تملك صهیونیست‌های مسیحی آمریكا است، آن را ساخته است. در این فیلم سپاهیان شرّ به رهبری آنتی كرایس (دجّال یا ضد مسیح) و با حضور اعراب و مسلمانان و ایرانیان و چینی‌ها (آسیایی‌ها) در صحرایی در شمال بیتِ المقدس و جنوب شرق حیفا در كنار تپه‌ى شریفان (حرّ مجدّون یا آرماگدون) با سپاهیان خدا به رهبری رئیس جمهور آمریكا درگیر می‌شوند و شیطان از پوسته‌ى انسانی خود كه همان آنتی كرایس است بیرون می‌آید و مانند اژدهایی بالدار نیروهای سیاهی تاریخ را به یاری می‌طلبد و سپس موفقیتی نسبی پیدا می‌كند، ولی با توسل مسیحیان معتقد آمریكایی، مسیح دومین قیام خود را انجام می‌دهد و معجزه‌وار، شیطان را به زندانِ ابد می‌فرستد و یارانش را (با محوریتِ مسلمین) نابود می‌كند. فیلم «بشمار تا آرماگدون»36 هم از نمونه‌های صهیونیست مسیحی سینمای هالیوود می‌باشد كه در آن بر عروج عده‌ای از مسیحیان تحت فشار به آسمان و نزول آنان با مسیح و پیروزی آنان بر مصائب و بلایای عظیم آخرالزمان و تشكیل حكومت جهانی مسیحی تأكید می‌شود. بسیار مناسب است كه در پایان این قسمت به هفت مرحله یا هفت مشیت كه مسیحیان صهیونیست به آن قائل هستند، اشاره‌‌ای كنیم:

    مرحلة‌اول: بازگشت یهودیان به سرزمین‌های میانه (سرزمین موعود و فلسطین یا اسرائیل) پس از ایام پراكندگی در جهان.

    مرحلة‌ دوم: ایجاد دولت یهودی در سرزمین فلسطین (مسیحیان صهیونیست گاهی داغ‌تر از یهودیان از حكومت جنایتكار اسرائیل حمایت می‌كنند).

    مرحلة‌ سوم: رساندن بشارت‌ها و تنذیرهای انجیل به جهانیان و بنی‌اسرائیل (البته با قرائت‌های یهودیزه شده و تفسیر اسكوفیلدی از انجیل).

    مرحله‌ى چهارم: حصول مرحله سرخوشی مؤمنان مسیحی (Rapture) و عروج مسیحیان معتقد به بهشت در كنار مسیح (ع).

    مرحله پنجم: دوران فلاكت و رنج و بلایای عظیم هفت‌ساله (Tribulation) و ظهور دجال و مبارزه سایر مؤمنان با دجال.

    مرحله ششم:‌ وقوع جنگ آرماگدون در انتهای دوران رنج هفت ساله در شمال غرب بیت المقدس (اورشلیم) با تأكید تبلیغاتی بر نبرد هسته‌ای عظیم و كشته شدن تعداد بسیار زیادی از مردم زمین كه در برخی منابع مسیحیت صهیونیستی گفته شده تا چهار پنجم یا دو سوّم مردم زمین كشته خواهند شد و در صحنه‌ى نبرد، خون تا زیر زین اسب‌ها را خواهد گرفت (برخی به غلط این روایت را اسلامی دانسته‌اند!)

    مرحله‌ى ‌هفتم: ظهور دوم مسیح و مؤمنان واقعی و شكست لشكریان دجال و استقرار بهشت زمینی در جهان خصوصاً سرزمین‌های میانه به پایتختی اورشلیم (یهودیان بنا به اختلافات یا مسیحی می‌شوند یا هم‌پیمان مسیح خواهند شد).

    4. شیطان گرایی و سیطنیسم37 نیز یكی از پس‌زمینه‌های اصلی آخرالزمان‌های سینمایی است. گرایش به قدرت برتر و اهریمنی شیطان در طول زمان‌های دور از مصر باستان تا یونان باستان و غرب جدید ادامه داشته است و در دوران اخیر نوع جدیدی از پرستش شیطان كه به همراه جادوگری و مناسك جنسی است، شایع شده است و «كتاب شیطان‌‌گرایان»38 توسط پیغمبر شیطانی آنان «آنتوان لوی» نوشته شده و كلیسای شیطان (Satan Church) در آمریكا توسط این یهودی لاوی39 پایه‌گذاری شده است. علاوه بر اینكه پایه‌گذار و مدوّن شیطان‌پرستی یهودی و صهیونیست است، مروّجین و مبلغین آن هم غالباً سینمای هالیوود و شبكه اینترنت می‌باشد. فیلم‌هایی چون ماتریكس و هری‌پاتر و جن‌گیر و كنستانتین با ترویج جبرگرایی و قدرت فوق‌العاده شیطان، از مبلّغین غیر رسمی این مكتب محسوب می‌شوند.

    5. اسلام‌هراسی و كاشتن بذر تنفر از مسلمانان، از اصلی‌ترین مایه‌های آثار آخرالزمانی هالیوود است. غرب، سال‌هاست كه فهمیده ذاتِ اومانیستی تمدنش با خداگرایی و حق‌محوری اسلامی تنافی دارد. از طرفی با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل به عنوان یكی از مراجع بزرگ شیعه، غربِ صهیون‌زده به قدرت نظریه‌ى ولایت فقیه، اقتدار حسینی، امید مهدوی، سلحشوری علوی و عقلانیت و علم‌گرایی شیعی پی برد و آن را بزرگترین دشمن خود در نبرد سایبرنتیك (نبرد علمی، رسانه‌ای و سخت افزاری) یافت. در رأس اقتدار آنگلوزایان، آمریكا بزرگترین رقیب خود را ایران اسلامی دید و به همین دلیل شروع به حمله رسانه‌ای سینمایی (برنده‌ترین سلاح فرهنگی غرب) به مسلمانان كرد. در بسیاری از آثاری كه از حدود سه دهه پیش ساخته‌اند، به شدت این جوّ ضد اسلامی رواج داده شده و كار را به آنجا رسانده‌اند كه حتی در فیلم «مردی كه فردا را دید» (پیشگویی‌های نوستر آداموس)، امام زمان شیعه را «The King of Terror» یعنی سلطان تروریسم و وحشت و شرارت و شیطان خطاب كردند؟! این فیلم دقیقاً دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1981 م ساخته شد و باز هم برای جوّسازی علیه پرونده‌ى هسته‌ای ایران در سال 2001م با حركت جدیدی به كارگردانی «اورسن ولز» یهودی، نسخه‌ى جدیدی با كیفیت بالای اولیه در دنیا پخش كردند. در این فیلم ترس فراوان آمریكاییان و صهیونیستها از قدرت تجمع و انسجام مسلمانان در نماز جمعه و قدرت اقتصادی و نفت و قدرت علمی و توان هسته‌ای و همكاری مسلمانان با همسایه قدرتمند شمالی خود روسیه و ولایت‌پذیری آنان از «رهبر جوان و رشید خود» هویداست.

    سینمای فریبنده‌ى هالیوود به این قبیل آثار آخرالزمانی كه مسلمانان با بمب اتمی به تمام جهان متمدن! حمله می‌كنند، اكتفا نكرده و فیلم‌های نمادین و پیچیده‌ای چون ماتریكس و هری پاتر و ارباب حلقه‌ها و پسر جهنمی را در فضای آخرالزمان سازی مورد نظر خود به بازار جهانی ارائه كرد كه با موفقیت زیادی هم همراه شد. شاید در ماتریكس با كامپیوتری روبرو باشیم كه با مغز هوشمند خود بر ابنای بشر مسلط شده است و فقط اهالی شهرزایان (صهیون) هستند كه درست می‌فهمند و اسیر بردگی تكنولوژی نشده‌اند، امّا در یكی از انیمیشن‌‌های نُه‌گانه ماتریكس (معروف به انیماتریكس) كارگردانان فیلم (برادران واچفسكی) حرف خود را به طور عریانی می‌زنند: آنجا كه با زوم كردن روی نقشه خاورمیانه، عربستان را نشانه می‌گیرند و با زوم كردن روی مركز بیابانی شبه جزیره، شهری را (شهر صفر _ یك) به عنوانِ محل استقرار شیاطین روبوتیك (یاران كامپیوتر شیطانی ماتریكس) نشان می‌دهد كه عقل هر عاقلی آن را مهم‌ترین شهر مسلمانان می‌داند. در ادامه‌ى ‌این انیمیشن، خرمگسی شوم و جغدمانند روی شبه‌جزیره عربستان فرود می‌آید و به سمت بصره و سپس بغداد حركت می‌كند. (نهایت جسارت و بی‌شرمی نسبت به مقدسات اسلامی!). این نقشه درون سازمان‌ملل نصب شده است كه به دست قدرت یك كارگر نظافتچی سازمان ملل متحد (!؟) این خرمگس كشته می‌شود و با خونش هلال شیعی را از منتهاالیه عراق (لبنان) تا وسط ایران ترسیم می‌كند! در این انیمیشن هم جامعه‌ى ملل (بخوانید صهیونیست‌های حاكم بر آمریكا و فرانسه و آلمان و كانادا و ... ) از قدرت علمی و پیشرفت اقتصادی این روبات‌های شیطانی در هراسند و آنها را منكوب و سركوب می‌كنند! در فیلم پسر جهنمی (Hell Boy)‌ نیز آمریكایی‌ها در مبارزه با اتحاد نازی‌های هیتلری و ایرانیان موفق می‌شوند كه شیطان را محدود كرده و نگذارند راه تسلط او به این دنیا باز شود.

    در صحنه‌ای موجود شریری كه با پسر جهنمی (پسر آتشین) مبارزه می‌كند، از درون یك مجسمه‌ى كاملاً ایرانی به وجود می‌آید. در فیلم آخرالزمانی دیگری به نام «ارباب آرزوها» (Wish Master) نیز شاهدیم كه شیطان از درون یك مجسمة‌ خدای ایرانی به آمریكا منتقل می‌شود و بلایای عظیم را به آمریكا می‌برد و در آنجا با هوشمندی فرزندان ایالات متحده، شیطانِ شرقی تار و مار می‌شود. در این زمینه فیلم‌های بیشماری وجود دارد كه به همین مقدار اكتفا می‌كنیم.

    مهم‌ترین هدفِ صهیونیسم بین‌الملل از تصویر آخرالزمان به گونه‌های متنوع در سینما، انداختن نوعی هراس در دل مخاطب و تحریك عواطف مخاطب برای تحسین قهرمانان هالیوودی و منجیّان آخرالزمانی سینمایی توسط مخاطب است.

    اسلام انقلابی مهم‌ترین خطر استراتژیك برای تمدن اومانیستی - صهیونیستی معاصر است و در نبرد سایبرنتیك موجود در عرصه‌ى فرهنگ، این اندیشه اسلامی _ شیعی (حسینی، مهدوی و ولایی) است كه در مقابل سیل اطلاعات یك جانبه سد ایجاد كرده و كم‌كم دارد از آبهای پشت سد به نفع ترویج ایده‌های اندیشمندانه و عقل‌ورزانه خود استفاده می‌كند.

    منبع:

    www.asreakharezaman.blogfa.com





    نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 تیر 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    مشكل ازدواج دختران ایرانی
    كنكاشی پیرامون معضلات دختران برای ازدواج

    نویسنده: ماندانا اویسی

    در شماره قبل گفتیم ازدواج دختران به دلایل تحول در ارتباطات انسانی، دگرگونی اوضاع و مدل زندگی و تاخیر در بلوغ عاطفی و روانی عقب افتاده است و این پدیده اجتماعی البته مختص كشور عزیز ما ایران نیست و جهان با آن روبرو است . اینك به دنباله بحث می پردازیم:از جمله پارامترهای قابل توجه ، افزایش سطح آگاهی و تحصیلات و اشتغال و درآمد دختران است ، این عامل در محدود كردن گستره انتخاب همسر مناسب تاثیرگذار است ، به عبارت بهتر به علت نبود گزینه مناسب ، دختران دیرتر به فكر ازدواج می افتند و ترجیح می دهند تا یافتن همسرهم كفو خود به ادامه تحصیل و اشتغال بپردازند، از سوی دیگر با توجه به فرهنگ جامعه پسران محل تامین مخارج زندگی خود هستند پس بعد از گرفتن مدرك تحصیلی دوره متوسطه راهی بازار كار می شوند تا درآمدهای درخور بیابند لذا از تحصیلات عالیه باز می مانند و در اینجاست كه ناهماهنگی تحصیلی میان دو جنس به وجود می آید و نتیجه آن ایجاد شكاف تحصیلی میان دختران و پسران است كه هر ساله عمیق تر می شود. این فاصله، توقعاتی را برای دختر به وجود آورده و از نظر او پسری كه تحصیلات دانشگاهی ندارد همسر مناسبی تلقی نمی شود!عامل بعدی، ترس و واهمه از ازدواج است، حوادث و اخبار در ایجاد بدبینی دختر و پسر بی تاثیر نبوده و امروز تعداد زیادی از دختران ما به دلیل عدم شناخت از پسران كمتر به ازدواج تمایل دارند. این مشكل در برخی پسران هم وجود دارد، بی اعتمادی ، آنها را به راهی سوق می دهد كه بدون قبول مسئولیت دائمی زندگی به سرگرمی های خلاف گرایش پیدا كنند و زیربار تشكیل خانواده نروند و این یك خطر جدی برای سلامتی روح و روان جامعه است.
        دیر ازدواج كردن جوانان، زمینه ساز بسیاری از بیماریهای روانی ، آشفتگی خانواده ها و عدم امنیت روحی می شود و بستر ساز فعالیت افراد سودجو و هوسباز را به وجود می آورد و انحرافات اجتماعی از همین جا آغاز می شود.
        مسئولین محترم ، خانواده های عزیز!
        به مقوله ازدواج جدی تر از گذشته نگاه كنیم، واقع بینانه تر نگاه كنیم، نگرش جوان امروز به ازدواج تغییر كرده است، ازدواج برای جوان امروز اولویت اول نیست، این تغییر حاصل تلاش ، خواسته و انتظارات جامعه بوده است. به نظر می رسد جوانان با جامعه و بزرگترهای جامعه ارتباط خوبی دارند و جامعه وبزرگترها و مسئولین را امین خود می دانند پس می شود نسبت به جابه جایی اولویت ها تلاش كرد و می توان برای تغییر نگرش برنامه ریزی و اقدام نمود. این ارتباط دوستانه را ارج می گذاریم، ما با برنامه ریزی همه جانبه و مدبرانه می توانیم از بروز تبعات منفی این پدیده اجتماعی جلوگیری كنیم. دختران و پسران ما به ما، به مسئولین، به خانواده و به اجتماع اعتماد می كنند و منتظر اشاره ای هستند. در این رهگذر تعادل را از یاد نبریم و در راه شتابزده عمل نكنیم . افراط و تفریط هر دو برای تعادل اجتماعی و روانی مضر می باشد، ازدواج به هنگام ارزشمند است پس نه آن را زود توصیه كنیم و نه دیر.
        می دانیم دختران ما توانمند، آگاه ، فهیم و همراه هستند . نه فقط امروز كه هر روز و همیشه برای آنان، ارزشهای مادی، مطبوع نظر نیست چون خود در مدیریت مالی زندگی توانا هستند ، آنان بیشتر به دنبال كیفیت بخشی به زندگی هستند . دختران نه تنها امروز كه قرنهاست ثابت كردند برای داشتن زندگی مملو از عاطفه و محبت و عشق پرتلاش و پرشور آماده اند. كسب فرصت برای افزایش آگاهی و توانمندی آنها را دچار غرور كاذب و میل به زندگی مادی گرایانه نمی كند. آنان اول تكیه گاه معنوی و روحی و روانی جامعه و خانواده اند سپس محل اتكای اقتصادی و مادی.
        عامل سوم بالارفتن سطح سواد و تحصیلات و به تبعیت آن توانمندی و اشتغال دختران و كسب درآمد عنوان می شود. دلیلی كه به باور موجود در جامعه در محدود كردن دایره انتخاب همسر مناسب دخیل است این در حالی است كه چشم تیزبین عرف جامعه غافل از آن است كه اغلب دختران با توجه به یافتن همسر توسط خودشان در محیط كار و تحصیل ساده زیست و كم توقعند. آنان دغدغه مالی و اقتصادی ندارند. بالنده، خوشفكر و فداكار هستند. دختر ایرانی دوستدار خانواده و متعهد به ساحت پاك خانواده است. ارزش های مادی ازدواج مورد نظر او نیست بلكه بیشتر به دنبال كیفیت بخشی به زندگی زندگی مشتركند.
        اگر ازدواج را به بعد از تحصیل موكول می كنند برای آن است كه برای د اشتن زندگی مملو از عاطفه ومحبت و عشق در پی كسب فرصت ها برای افزایش آگاهی و توانمندی های خود هستند.
        اگر ازدواج را به تاخیر می اندازند برای آن است تا خود را آماده كار زار زندگی كنند تا رفیق و همدل و همراه همسر خود باشند.
        آنچه به نظر نگارنده زودتر از هرچیز باید اصلاح شود خواسته های نامتعارف جامعه مصرفی است اصلاح نگاه روبنایی به مسئله ازدواج باید از جامعه شروع شود تا خانواده ها هم به تغییر نگرش اهتمام كنند. در مرحله بعدی، خواسته های دختران ما نیز واقعی می شود آن گاه هر سه ضلع مثلث یعنی فرد، خانواده و جامعه با واقع نگری به مقوله ازدواج خواهند نگریست.
         ماندانا اویسی
    منبع مطلبmagiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6862 5/9/88 > صفحه 19 (بانو)



    نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 خرداد 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    » ضرورت ازدواج- وجوب ازدواج در دوران کنونی


    اولین مرحله برای فراهم شدن زمینه های یک ازدواج آسان وباموفقیت ، موضوع وجوب ازدواج برای جوانان است. شاید مناسب باشد که قبل از پرداختن به این مبحث ، ازدواج را از نظر احکام اسلام مورد بررسی قرار دهیم ؛ یعنی براساس احکام پنج گانه ی واجب ، مستحب، مکروه وحرام ، بدانیم ازدواج در زمره ی کدامیک قرار می گیرد؟

    (در نگاه اولیه ازدواج « یک مستحب مؤکّد» جلوه می نماید، اما با نگاه دقیق تر در می یابیم فقهای اسلام در هر پنج بخش احکام خمسه ، به مسأله ی ازدواج پرداخته اند ؛ یعین ازدواج گاهی واجب ، گاهی مستحب ، گاهی مباح ، گاهی مکروه و گاه حرام گردیده است ! زیرا ازدواج در شرایط و افراد مختلف حکم متفاوتی پیدا خواهد کرد. چنانکه ازدواج با محارم « حرام » است ودر مقابل اگر کسی به دلیل عدم کنترل غریزه ی جنسی به معصیت بیفتد ، ازدواج بر او «واحب » است .[۱])

    در شرایط کنونی جامعه وبا توجه به وتوسعه ی ارتباطات وتهاجم فرهنگی رسانه ها، می توان امر ازدواج را از اهم واجبات به شمار آورد؛ زیرا متأسفانه لغزشگاه های فراوانی بر سر راه جوانان کشورمان ایجاد گردیده است به طوری که در این شرایط واقعاً « در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبری است». براین اساس اگر جوانی احساس کند قادر به کنترل غرایز جنسی خود نیست ، امر ازدواج بر او واجب است وبه طور طبیعی طبق فتوای فقها ، این جوان راهی جز مبادرت به ازدواج ندارد. به عبارت دیگر فرصتی برای تصمیم گیری در این زمینه نیست که بگوید من باید فکر کنم که آیاخوب است ازدواج کنم یا نه؟

    با این مقدمه می توان گفت برای بخش زیادی از جوانان جامعه ی ما ، ازدواج حکم واحب را دارد. البته نباید به گناه وخطا افتادن راصرفاً درمسائل جنسی و گناهان کبیره دانست ؛ زیرا تأثیر منفی مجرد ماندن جوانان وغلیان شهوت در وجود ایشان موجب می شود با حالات ناشی از این مسأله در واجباتشان خللی ایجاد شود. مثلاً جوشش غریزه ی جنسی ، توفیق کسب علم ویا عبادتی با حضور قلب را به او نمی دهد وگاه در پی سرخوردگی ها وبیم به گناه افتاده ، از روابط اجتماعی خود می کاهد و رفته رفته تأثیرات روانی این رفتار ، موجب عصبی شدن وتند خویی او می گردد .

    از تأثیرات جانبی ناشی از این مسأله می توان بی میلی به کار وفعالیت به درس ومطالعه وبی میلی به معاشرت ومصاحبت با همسالان ،اقوام و دوستان نام برد. هر چند موارد یاد شده از گناهان به شمار نمی آید، اما این ناهنجاری ها مقدمات گناهانی را در انسان بوجود می آورد.

    باید خاطر نشان ساخت که سوابق دینی ، مذهبی، تقوا ورشد فکری ما نمی تواند همیشه نگاهدارنده ی ما از لغزش ها باشد. هر چند تقوا در شرایط معمولی مانع از لغزش انسان هامی شود، ولی در شرایط بحرانی کنونی که میدان لغزش ها بسیار گسترده شده است، نه تنها تقوا، چه با عصمت هم توانایی مقاومت در مقابل وسوسه های شیطانی را ندارد. چنانکه درقرآن به این نکته صریحاً اشاره شده است .

    حضرت یوسف (ع) که از معصومین وپیامبران الهی است واز درجه ی خلوص وعبادت بسیار بالایی برخوردار است و با اینکه وسوسه های شیطانی در انبیاء راه ندارد وحضرت یوسف (ع) از امتحانی بزرگ سرافراز وموفق بیرون آمد وبه همگان اثبات شد او جوانی عفیف وپاک است ،اما هنگامی که زلیخا در آن محفل زنانه به ملامتگران خویش اعلام می کند هر چند یوسف (ع) دفعه ی قبل به خواهش من تن در نداد ولی من آخر او را وادار به ای گناه می کنم ، حضرت یوسف (ع) در پاسخ به او نمی گوید تو توانایی چنین کاری نداری ومن امتحانم را با سربلندی پشت سرگذاشتم ؛ زیرا من معصوم هستم ، بلکه از حضرت حق می خواهد برای رهایی از چنگ حیله های زلیخا زندان را نصیبش گرداند. می فرماید : پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوی آن می خوانند ؛ واگر مکر ونیرنگ آن ها را از من بازنگردانی ، به سوی آنان متمایل خواهم شد واز جاهلان خواهم بود.[۲]

    یعنی حضرت یوسف (ع) از پیش آمدن صحنه ای دیگر مانند صحنه ی پیشین احساس هراس ونگرانی می کند ؛ زیرا در چنین شرایطی معلوم نیست بتواند در مقابل آتش شهوت از خودمقاومت نشان دهد.

    نقل کرده اند از مقدس اردبیلی پرسیدند : اگر در خانه ای بین شما وخانمی خلوتی ایجاد شد چه می کنید؟مقدس اردبیلی گفت : من به خدا پناه می برم که چنین امتحانی را به سرم نیاورد .

    در روایت آمده است : پیامبر (ص) به همه ی زنان سلام می کردند در حالی که برای حضرت علی (ع) که از زمره ی جوانان اصحاب جوانان پیامبر بودند ناخوشایند بود به زنان جوان سلام کنند . حضرت می فرمودند : می ترسم صدای ایشان دلم را بلرزاند و آنچه از بدی برایم به وجود می آید بیش از ثوابی باشد که کسب می کنم ! از این مطلب می توان به اهمیت موضوع بیشتر پی برد . هر چند امیر مؤمنان (ص) عصمت کبری دارند ، ولی باید به گونه ای رفتار کنند که الگوی همگان باشند ، وانگهی آن دختر جوان معصوم نیست و ممکن است دچار لغزش شود .

    انسان در شرایط کنونی به طریق اولی نمی تواند به گذشته ی خویش اطمینان کند و تکیه داشته باشد و با خود بگوید با وجود این ماهواره ها ، وسایل ارتباط جمعی ، تلفن های تصویری و ... من دچار لغزش نمی شوم !

    کلام حضرت یوسف (ع) که فرمود : : و ما أبری نفسی أن النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی »[۳] هشداری تکان دهنده برای همه جوانان عزیز است .

    این کلام را زمانی حضرت یوسف (ع) بیان می کند که معصومیت و بی گناهی او بر همگان ثابت شده است و عزیز مصر و زنان ملامتگر مصری و دوستان یوسف(ع) در زندان به پاکی و صداقت و عفت یوسف اذعان دارند. یعنی ای کسانی که به پاکی من اقرار و اذعان دارید ، با این وجود من نفس اماره ی خود را تبرئه نمی کنم . نفس من مرا به بدی دعوت می کند و اگر نجات یافتم فقط به دلیل رحمت و نظر لطف او بود .

    اگر جوانی توفیق صیانت نفس خود را داشته است ، نشانه ی رحمت خداوند است و بدیهی است که برای ما زمانی تداوم می یابد که بر اساس قاعده ی لطف و رحمت او حرکت کنیم و پیش برویم . خلاصه ی مطلب اینکه با احساس وجوب ازدواج دیگر منعی در اصل قضیه نداشته باشیم

    منبع مطلبwww.article.oxinads.com





    نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 خرداد 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده



    » ضرورت ازدواج - اهداف و فواید ازدواج


    ● اهداف ازدواج

    ▪ آرامش

    مهمترین هدف ازدواج دستیابی به یک گمشده روحی یعنی موهبت الهی ، آرامش و سکینه است . قرآن کریم یکی از فلسفه های ازدواج را سکینه اعلام می نماید :

    « ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده ورحمه اِنَّ فی ذلک لایات لقوم یتفکرون » [۱]

    ویکی از آیات (لطف) الهی آن است که برای شما از جنس خودتان بیافرید تا با یکدیگر آرامش وانس گیرید ومیان شما رأفت ومهربانی برقرار فرمود، همانا در این امر برای خردمندان نشانه های علم وحکمت حق آشکار است .

    (در تعریف واژه اخلاقی سکینه می گویند که نوری ملکوتی است که خدا بردل افراد مؤمن نازل می نماید ودر نتیجه ترس ، اضطراب و شتابزدگی از آنها رخت بربسته ، موجب افزایش ایمان وپایداری آنها می گردد.) [۲]

    درجامعه امروز با وجود این همه عوامل مخّل آرامش مثل دشمنی ها، پریشانی ها ، تنهایی ها و.... ازدواج است که آرامش حقیقی را به انسان هدیه می کند.

    ▪ کمال زن ومرد

    پس از رسیدن به آرامش وامنیت روح وروان والاترین هدف انسان تلاش مداوم برای رسیدن به کمال است که درسایه ازدواج وبا همراهی همدلی همراه ، حرکت به سوی کمال و رشد فضایل انسانی آسانتر خواهد شد.

    ● فواید ازدواج

    ▪ پیروی از سنت رسول اعظم (ص)

    قال علی (ع) : تَزَوَّجوا فَانِ رسول الله کثیراً ماکان یقولُ : من کان یُحِبُ اَن یَتبعَ سُنَتّی فلیتَزَوَّج ، فَانِ من سُنَّتی التزویج. [۱]

    ازدواج کنید زیرا رسول خدا (ص) فراوان می فرمود: هرکه دوست دارد از سنت من پیروی کند ، ازدواج کند زیرا ازدواج سنت من است .

    ▪ تقویت اخلاق

    ازدواج یکی از عوامل مهم تکمیل وتقویت مبانی اخلاق وآداب در انسان می باشد، بسیاری از صفات شایسته اخلاقی را برای انسان معنی می کند وبسیاری از خطاها وگناهان را برانسان بی معنا می نماید و راه ارتکاب آن را برانسان می بندد وبه انسان هنر معاشرت وارتباط وحسن خلق می بخشد .

    قال رسول الله (ص) : زَوَّجوا ایاکم فَاِنَّ الله یُحسِن لَهُم فی اخلاقهم . [۲]

    مردان عزب خود را زن دهید چرا که با این کار خداوند اخلاق آنان را نیکو می گرداند .

    ▪ تقویت بنیه اقتصادی وثروت

    یکی از کارکردهای ازدواج ، تقویت بنیه اقتصادی ، خود استقلالی اقتصادی ، تکثیر ثروت ، ایجاد انگیزه کار، تلاش بیشتر، توسعه وبرکت رزق ، مشارکت دیگران در تعاون ورشد اقتصادی زوجین می باشد .

    قال رسول الله (ص) : اتخِذوا الاَهلَ فَاَّنِهُ ارزُقُ لکم[۳]

    زن بگیرید ، چرا که ازدواج کردن روزی شما را بیشتر می کند.

    ▪ تقویت اراده

    کسی که ازدواج می کند مسئولیت بزرگی را می پذیرد که برای درست انجام دادنش به تلاش مضاعف وهمتی والا نیاز دارد . بنابراین با اراده ای مصمم گام های بلندتری برای موفقیت در شغل ، تحصیل وامور مادی ومعنوی بر می دارد.

    ▪ بروز وتکامل استعدادها

    انسان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها ی بالقوه است وشکوفایی این توانمندی ها زمینه مناسبی می طلبد وازدواج می تواند زمینه مساعدی برای شکوفایی این استعدادهای نهفته وگنجینه های درونی هر فرد باشد ، استعداد هایی مانند :

    استعداد عشق ورزیدن ، استعداد بدست آوردن معاش ، استعداد مدیریت خانواده ، استعداد استقلال وخودکفایی ، استعداد جمع گرایی و « ما» شدن ، استعداد منطقی شدن و واقع گرایی و....

    ▪ برطرف شدن مشکلات روحی

    (با ازدواج زن ومرد لباس یکدیگر می شوند[۴]) و می توانند عیوب ، مشکلات و کمبودهای دوران تجرد نظیر (خجالت ، ترس و.... )را که از آن رنج می برند ویا حتی در بعضی موارد واقف به وجود آن در درون خود نیستند بپوشانند وکم کم از بین ببرند .

    ▪ تقویت روابط اجتماعی و روابط خانوادگی

    یکی از فوائد ازدواج تقویت پایگاه اجتماعی فرد ویا فتن پشتوانه ای عاطفی و اجتماعی وخانوادگی و ورود به عرصه های سیاسی و اجتماعی بیشتر می باشد، چرا که با ازدواج دو طائفه به هم گره می خورند وزمینه کسب قدرت مشروع بیشتر می گردد.

    ▪ خروج از خود پرستی وخود دوستی

    شهید مطهری می فرمایند :[۵]

    چرا در اسلام ازدواج یک امر مقدس ویک عبادت تلقی شده با اینکه از مقوله لذت وشهوات است ؟ یکی از علل آن این است که ازدواج اولین قدم است که انسان از خود پرستی وخوددوستی به سوی غیر دوستی بر می دارد. تاقبل از ازدواج فقط یک « من » وجود داشت وهمه چیز برای « من » بود. اولین مرحله ای که این حصار شکسته می شود . یعنی یک موجود دیگری هم در کنار این « من» قرار می گیرد وبرای او معنی پیدا می کند ، کار می کند . زحمت می کشد ، خدمت می کند نه برای « من » بلکه برای او ، در ازدواج است .

    ▪ ازدواج قلعه ای در برابر وسوسه های شیطانی

    ازدواج قلعه ای برای خویشتن داری ، شکست طغیان ، دفع غائله شهوت وقوت گرفتن برای کنترل چشم وگوش وجوارح است .

    ▪ ارتقاء ضریب عبادات

    قال الصادق (ع) :

    اِنّ رَکعتَین یُصَلیها رَجُلٌ مَتنزَوَّجُ اَفضَلُ مِن رَجُل یَقُوُم لَیَلهُ ویَصُومُ نَهارَهُ اعزَبَ [۶]

    دورکعت نمازی که مرد زن دار بخواند ، بهتراست از مرد مجرد که شب را به عبادت سپری کند وروز را به روزه داری .

    ▪ حسنة الهی در دنیا

    درروایتی از حضرت رسول اکرم (ص) آمده است :

    مَن اوَتِیَ قلباً شاکراً ولساناً ذاکراً وزوجَهً مُؤمِنهً تُعِنُهٌ علی امرِدُنیاهُ واخراهُ فَقَد اُوتی فی الدنیاحَسَنهً وفی الاخره حَسَنهً و وُقِیَ غذابَ النار .[۷]

    کسی که خدا به او قلبی شاکر وزبانی مشغول به ذکر حق وهمسری باایمان که او را در امور دنیا وآخرت یاری کند ببخشد ، نیکی دنیا وآخرت را به او داده واز عذاب آتش باز داشته می شود.

    ▪ تجربه لذات دنیایی در ازدواج

    بالاترین ولذت بخش ترین لذات مادی ،لذتهای خانوادگی واز جمله لذت جنسی است.[۸] با ازدواج ، زوجین می توانند از راهی مشروع وقانونی به اوج لذتهای مشروع برسند وآن را درک نمایند. بعلاوه براین ، چشیدن ودرک این لذت مادی جنبه ای آخرتی می تواند داشته باشد ، چرا که انسان را راغب به نعمتها ولذتهای دائمی آخرتی می نماید. زیرا بخشی ازنعمتهای بهشتی اینگونه است وخداوند متعال برای ایجاد سهولت در درک لذت های بهشتی نمونه ای از آن را در دنیا قرار داده است وفرد محروم از این لذات، درک صحیحی واشتهایی برای رسیدن به آن لذت نخواهد داشت ، پس در امر ازدواج دوحیات ( حیات دنیایی وحیات آخرتی ) نهفته است .

    ▪ منطقی شدن و واقع گرایی وپختگی

    یکی از آثار مثبت ازدواج واقع گرایی ونجات از موهومات ، افسانه گرایی وافکار رمانتیک می باشد. وهمچنین همین از روحیات بچگی وعبور از مراحل آن وبه دست آوردن صفات مردانگی و زنانگی مثبت است .

    ▪ کمال بخشی عبادات

    یکی از آثار معنوی ازدواج ، کمال یابی عبادات و معنی دار شدن مناسک ونیایشهای انسان و واقعی شدن آن میباشد ، چرا که گاهی در حال تجرد انسان عبادتهای احساسی ویادل مشغولی های فراوان دارد، اما با ازدواج این دو مسئله برای انسان حل می شود .

    قال رسول الله (ص) : من تَزَوَّجَ فَقَدا اَعطِیَ نِصفالعباده[۹]

    هرکه ازدواج کند ، نصف عبادت به او داده شده است.

    ▪ درمان رفاقتهای کاذب و افراطی

    معمولاً دختران و پسران قبل از ازدواج ، وابستگی های عاطفی شدیدی به دوستان ورفقای خود دارند ، گاهی این وابستگی ها منجر به خطا وگناه وغالباً موجب وقت کشی وغفلت از خود وخانواده خواهد شد. یکی از بهترین آثارازدواج ، سامان یابی عاطفی و نجات از دام دوستان و دوستی های افراطی وغیر کنترل شده وبعضاً خطرناک خواهد بود.

    ▪ تفریح مؤمن

    قال الباقر(ع) : لَهُوُ المؤمن فی ثَلاثهِ اشیاء : التَمتُّعُ بالنساء و مُفَاکهه الاخوان ولصلاه بِا الَّلیل [۱۰]

    سرگرمی و تفریح مومن در سه چیز است : ازدواج ولذت جویی از آن ، بذله گویی بابرادران ودوستان ونماز شب.

    ▪ مجاهده نفس و پاداش جهاد گرفتن

    تشکیل خانواده برای زن ومرد وقیام به ادای حقوق متقابل وتحمل مشکلات تربیتی کودک و تلاش صادقانه برای مدیریت وسامان بخش زندگی ، در حکم جهاد فی سبیل الله است وپاداش جهاد برآن مقرر شده است .

    قال علی (ع) : جهاد الَمرأهِ حُسنُ التَبَعّل[۱۱]

    جهاد زن این است که خوب شوهرداری کند.

    ▪ علاج وسواسهای فکری

    فرد عزب اگر چه بتواند خود را از ابتلاء به گناهان بصری وشهوات جنسی محافظت نماید، دل وافکار مزاحم و وسوسه های شیطانی وشهواتی را به راحتی نمی تواند از خود دور کند ولذا دائماً باید در حال مدافعه و جنگ با افکار خود باشد ونوعی دلمشغولی منفی خواهد داشت . ولی ازدواج وسوسه و ریشه ی فساد را علاج می کند.

    ▪ پرهیز از عرفانی زدگی

    یکی از برکات ازدواج ، ایجاد تعادل روحی و دور شدن از حالات کاذب عرفانی است . در این خصوص روایتی از حضرت رضا (ع) عنوان می کنیم :

    زنی به امام باقر (ع) عرض کرد: خدایت نیکو گرداند . من زنی تارک دنیا هستم . حضرت فرمود: منظورت از ترک دنیا چیست؟ عرض کرد: نمی خواهم هرگز ازدواج کنم . حضرت پرسید ؟ چرا؟ عرض کرد: دنبال کسب فضیلت هستم . حضرت فرمود: دست بردار ، اگر در این کار فضیلتی بود فاطمه (س) از تو سزاوارتر به آن بود . هیچ کس نیست ک در فضیلت بر او سبقت گیرد .[۱۲]

    ▪ کفاره گناهان

    ازدواج وتشکیل خانواده برای زن و مرد مجموعه ای از نگرانی های مادی وگاهی مشکلات شدیدی را به همراه دارد پیامبر بزرگوار این نگرانی ها واندوههارا ارزشمند تلقی نمودند ومی فرمایند اندوه برعیال ونگرانی بر ایجاد رفاه آنان وتقبل زحمت آنان موجب تخفیف گناهان ونوعی گناه شویی ازدل وجان است .

    ۱قال النبی (ص) : مِنَ الذّنوب ذُنوبُ لایُکَفِّرها اِ لَّا الَهَّم بِطَلَبِ المَعیشه [۱۳]

    در میان گناهان ، گناهانی است که تنها با غصه خوردن در طلب روزی اهل وعیال بخشیده می شوند.

    ▪ کمک به روند زندگی و تدبیر منزل ( سهولت زندگی)

    یکی از فوائد ازدواج کمک زوجین به خصوص کمک همسر به شوهر در تدبیر منزل ورفع نیازمندیهای ومعنوی وعاطفی جهت رشدوموفقیت همسر در امور شخصی واجتماعی است . زن ومرد بخصوص زن صالح وشایسته موجودی ملکوتی است که با انکسار شهوت و تنظیم و مدیریت منزل ، شرایط را برای سلوک معنوی مرد وایجاد زمینه پیشرفت علمی یا اجتماعی او فراهم می سازد وبار زندگی را از دوش او بر می دارد.

    ▪ از عوامل سعادت ورزی

    یکی از عوامل سعادت ورزی وخوشبختی ، تشکیل خانواده وداشتن زن وفرزند همراه ، موافق ، همکار، صالح وهم شکل می باشد.

    قال رسول الله (ص) :

    اِنَّ من سعاده المرء المسلم ان یُشبَهمه وَ لَدُهُ والمرأهُ الجَملاء ذاتُ دینٍ والمرکُبُ الهَنیئی والمسکَنُ الواسِع .[۱۴]

    از خوشبختی مرد مسلمان این است که فرزندش شبیه او باشد وزنی زیبا ومتدین مرکبی راهوار ومسکنی وسیع داشته باشد.

    منبع مطلبwww.article.oxinads.com





    نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 خرداد 1389 توسط محمدرضا صبورحسن زاده


    گل نرگس
    موضوعات
    آخرین مطالب
    نویسندگان
    نظر سنجی
    پیوند ها
    آرشیو مطالب
    آمار سایت

    کد مداحی و آهنگ مذهبی

    امام نقی